چراغ سبز
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 اسفند1393 توسط م.محسنی |
حرف های عامیانه ما به امام زمانمون:



جهت دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد


نگهم خواب ندارد


قلمم گوشه ی دفتر


غزل ناب ندارد


همه گویند به انگشت اشاره


مگر این عاشق دیوانه دلسوخته ارباب ندارد ؟


تو کجایی ؟


شده ام باز هوایی


چه شود جمعه ی این هفته بیایی ؟


به جمالت… به جلالت… دل ما را بربایی…



و شاید پاسخ حضرت این باشد:

تو خودت!


مدعی دوستی و مهر شدیدی که به هر شعر جدیدی،


ز هجران و غمم ناله سرایی ، تو کجایی؟


تو که یک عمر سرودی «تو کجایی؟» تو کجایی؟

چه کسی قلب تو را سوی خدای تو کشانده؟


چه کسی در پی هر غصه ی تو اشک چکانده؟


چه خطرها به دعایم ز کنار تو گذر کرد


چه زمان ها که تو غافل شدی و یار به قلب تو نظر کرد...


و تو با چشم و دل بسته فقط گفتی:


"تو کجایی!؟ و ای کاش بیایی!"


هر زمان خواهش دل با نظر یار یکی بود، تو بودی...


هر زمان بود تفاوت ، تو رفتی ، تو نماندی!


خواهش نفست نیست امامت


و همین است که تاثیر نبخشند به دعایت …


و به آفاق نبردند صدایت…


و غریب است امامت!


من که هستم ،


تو کجایی؟


تو خودت کاش بیایی


به خودت کاش بیایی...!

 

برگرفته از وبلاگ: http://4khande.blogfa.com/?p=3



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 بهمن1393 توسط م.محسنی |
 

روزنامه کیهان؛امروز پانزدهم بهمن ماه یکهزار وسیصد نود وسه_ سر مقاله:

 

اعتراض شدید مراجع تقلید به عملکرد وزارت ارشاد :

در پی اقدامات خلاف شرع اخیر مسئولان وزارت ارشاد در اعطای مجوز به خواننده زن

و همچنین تجلیل از یک نویسنده منحرف و هتاک، مراجع عظام تقلید نسبت به این اقدامات

واکنش نشان داده و مراتب اعتراض خود را اعلام کردند.

مدتی از انتشار خبر مجوز ارشاد به یک خواننده زن می‌گذرد و جامعه مومن و دین‌مدار با نگرانی

مراتب اعتراض خود را به این امر اعلام کرده است.

مسئولان ارشاد در این بین کوشیده‌اند با سکوت خبری و فرار از پاسخگویی از کنار موضوع ؛

عبور کنند و سپس در اظهارات غیر مستقیم،کوشیده‌اند اقدام خلاف شرع خود را با این توجیه عجیب

که: «مجوز صادره برای تکخوانی نبوده بلکه خواننده زن به همراه یک مرد به آوازه‌خوانی پرداخته»،

مشروع جلوه دهند!

تلاش برای مشروع نشان دادن یک حرام شرعی موجب شد مراجع تقلید به عنوان

متخصصین تشخیص حلال و حرام نسبت به این اقدامات واکنش نشان دهند.

آیت‌الله مکارم شیرازی: وزارت ارشاد یکی پس از دیگری ارزش‌های انقلاب را زیر سؤال می‌برد.

آیت‌الله مکارم شیرازی در حاشیه درس خارج خود، ارزش‌های انقلاب اسلامی را مورد تاکید قرار داد

و از اقدامات نسنجیده و نادرست وزارت ارشاد که زمینه کمرنگ شدن این ارزش‌ها را فراهم می‌کند

انتقاد کرد.

استاد درس خارج حوزه ابراز داشت: وزارت ارشاد ارزش‌های انقلاب را یکی پس از دیگری زیر پا

می‌گذارد، داد مردم بلند شده؛ همه روز شکایات و گلایه‌های متعدد به دفتر ما می‌رسد

که وزارت فرهنگ و ارشاد که پسوند اسلامی را هم یدک می‌کشد چرا ارزش‌های انقلاب را

یکی بعد از دیگری زیر پا می‌گذارد.

آیت‌الله مکارم شیرازی خطاب به دست‌اندرکاران وزارت ارشاد با بیان اینکه مردم به‌ویژه

مردم انقلابی را عصبانی و ناراضی نکنید، گفت: همین مردم انقلابی بودند که انقلاب کردند؛

ناراحت کردن آنها آثار بسیار بدی را به دنبال دارد.

این مرجع تقلید تاکید کرد: به مسائل بی‌اهمیت و بی‌ارزش اهمیت می‌دهند، مردم از ما توقع دارند

که تذکر دهیم؛ امیدواریم این تذکرات سبب هوشیاری شود، روی مردم انقلابی

باید بیش از همه حساب کرد.

آیت‌الله نوری همدانی: اجازه نخواهیم داد وزارت ارشاد هر کار دلش خواست انجام دهد .

همچنین آیت‌الله نوری همدانی هم در سخنانی به این موضوع پرداخته و با اشاره به صدور مجوز

برای تکخوانی زنان از سوی وزارت ارشاد، این اقدام را محکوم کرد

و گفت: این انقلاب اسلامی و دینی است؛ حضرت امام رضوان‌الله تعالی علیه بارها تاکید می‌کردند

ای علما به داد اسلام برسید.

آیت‌الله نوری همدانی اظهار داشت: هر جریانی که برخلاف امام و اسلام باشد مورد تایید نیست،

ما اجازه نمی‌دهیم برخی مسائل خلاف شرع با صدور مجوزهایی که ارشاد برای آن می‌دهد

معمول و مرسوم شود و جلوی آن را می‌گیریم.

استاد درس خارج حوزه تاکید کرد: خواندن زنان در برابر مردان به نص صریح قرآن حرام است

و در این بین فرقی بین تکخوانی و همخوانی وجود ندارد؛

بنابراین وزارت ارشاد حق ندارد چنین مجوزی بدهد، مردم نیز چنین اجازه‌ای را به آنها نمی‌دهند.

وی خاطرنشان کرد: هر فیلم و جشنواره و برنامه‌ای که متضمن ارزش‌های انقلاب باشد

ما از آن حمایت می‌کنیم اما اگر این‌گونه نباشد ما با آن مخالفیم و جلوی آن را می‌گیریم و

به وزارت ارشاد اجازه چنین کاری را نخواهیم داد.

این مرجع تقلید خاطرنشان کرد: بحمدلله حوزه علمیه قم که از اول همراه با انقلاب و امام بود

امروز هم همراه و همگام با رهبر معظم انقلاب است و موید نظام و رهبری

و کاملا بیدار و هوشیار است.

آیت‌الله نوری همدانی افزود: تاکید می‌کنیم هر فیلم و برنامه‌ای که بخواهد برخلاف اسلام باشد

و وزارت ارشاد بخواهد به آن مجوز دهد جلوی آن را می‌گیریم.

استاد درس خارج حوزه اضافه کرد: ما طرفدار اسلام هستیم و کاری به دولت‌ها نداریم،

هر کس بر اساس قواعد اسلام گام بردارد حامی او هستیم، در دولت قبل نیز موضع ما همین بود؛

اگر بنا باشد امروز نتوانیم جلوی این را بگیریم فردا چطور می‌توانیم جلوی دیگر منکرات را بگیریم.

آیت‌الله صافی گلپایگانی: مسئولین وزارت ارشاد به وظایف دینی خود عمل کنند.

در ادامه انتقادهای مراجع و علما از عملکرد وزارت ارشاد، آیت‌الله صافی گلپایگانی نیز

از صدور مجوزهای خلاف شرع از سوی این وزارتخانه ابراز نگرانی کرد.

وی تاکید کرد: مردم با ایمان و دلسوزان انقلاب اسلامی توقع دارند مسئولین وزارت ارشاد به

وظایف دینی خود عمل نموده و جلوی منکرات و محرّمات را بگیرند.

این مرجع تقلید تاکید کرد: وزارت ارشاد اسلامی وظیفه بسیار سنگینی بر عهده دارد.

شیوع بعضی از منکرات در جامعه موجب تضعیف نظام اسلامی است.

منکر هرگز با مجوز نهادی، معروف و مشروع نخواهد شد.

استاد درس خارج حوزه بیان داشت: دولتمردان ما همان طور که به مسائل اقتصادی و رفاه و

آسایش مردم باید توجه داشته باشند، به مسائل دینی و اخلاقیات در جامعه هم باید توجه بیشتری نمایند.

گفتنی است در اثر سیاست‌های غلط حاکم بر وزارت ارشاد،

اخیرا آلبومی با خوانندگی «ن. ط» منتشر شده و اخبار واصله؛

از صدور مجوز برای زنان دیگر حکایت دارد!

همچنین نویسنده هتاکی که کتاب او به دلیل محتوای توهین‌آمیز موفق به اخذ مجوز انتشار نشده

و آن را در خارج از کشور منتشر کرده بود، مورد تجلیل معاون وزارت ارشاد قرار گرفته است!

--------------

بسم الله/

هی...واقعا بعضی اوقات اصلا نمیشود سکوت کرد و آرام نگریست ودست را

روی دست گذاشت!

گاهی اوقات باید نشست و اشک ریخت و فریادی برآورد و خروشی کرد...

تا شاید بیدار شوند آنهایی که در کلاس انقلاب، خوابشان برده است...

امّا نه!

گمان نمیکنم کسی که خودش را به خواب زده است،بیدار شود!!

به راستی اگر مسئولین با کفایت باشند؛ آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند اما

در این زمانه، آمریکا خیلی غلط ها میکند...

غلط هایی بی سابقه!

هه!

مسخره است!

یک شبه عده ای به ظاهر روشن فکر،بیایند و عمل و کردار مغرضانه آنان؛

هویت دینی و استقلالی که برایش خون ها ریخت شده است را،بر باد دهند!

مسخره است!

اینکه آقازاده ای از میان اهل تدبیر پیدایش شود وفضاحت دیگری به بار بیاورد؛

قابل تحمل نیست و نمیتوان آن را با سکوت و ملاحظه،هضم نمود!

اما سنگین تمام میشود برای ما فرزندان انقلاب این امور...

کاش شهیدان امربه معروف ما، می آمدند و وزیر ارشاد را، ارشاد میکردند.

ریش میگذاری و یقه آخوندی و به تعبیر خودتان: "دیپلماتیک" میپوشی و

فرزند امام جمعه تهرانی؛اما بویی از هیچ کدام آنها نبرده ای جناب وزیر!

اینها جملگی برای مشروعیت بخشیدن به افکار ضداسلامی ات هستند...

وگرنه اگر جز آن بود؛باید در عملت آشکار میشد!

مخلص کلام اینکه شما برای من و دیگر همسنگرانم؛هیچ فرقی با مترسک ندارید!

این را سابقاََ به شما گفته بودم اما ظاهراََ شما ازین نقش راضی هستید!

خون ها برای ترمیم فرهنگ اسلامی ریخته میشود و شما در آرامش به همه چیز،

گند میزنید جناب وزیر!

 

 

افسران - حرف حساب
 
 
 
والسلام/

م.محسنی

 

 



نوشته شده در تاریخ جمعه 10 بهمن1393 توسط م.محسنی |
 

شهید نسل سومی:

شهید مصطفی صفری تبار

در تاریخ 1367/03/9شمسی برابر با 14 شوال 1408 قمری در خانواده صفری تبار بیشه، فرزندی به دنیا آمد که پدرش به یاد روزهای دفاعِ مقدس و علاقه مندی به گروه های چریکی و جنگ های نامنظم دکتر شهید مصطفی چمران و هم بیاد دعای کمیل، فرزندش را در شناسنامه به مصطفی و در گفتار کمیل نام گذاری کرد.

 

مصطفی در تابستان 84 در رشته علوم تجربی فارغ التحصیل شد اما تحصیل در رشته کامپیوتر و قبولی در رشته مهندسی شیمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری و آمل نیز باعث نشد ذره ای از عشق و علاقه مصطفی برای پیوستن به دانشگاه امام حسین(ع) کم شود.

در تیرماه 84 دوره آموزش تکمیلی گردان های عاشورا را طی کرده وگواهی آن را دریافت می کند و همان سال با شرکت در رزمایش صحرایی یاوران حضرت مهدی(عج) از سوی فرماندهی وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بابل تقدیرنامه می گیرد.

شهید مصطفی صفری تبار در کنار شهید محمد محرابی پناه

آخرین تصاویر گرفته شده ...

متناسب با هدفی که داشت به رشد معنوی و پرورش روحی، بیش از پیش أهمیّت می داد، شرکت در بسیج، هیأت مذهبی، نماز جمعه و جماعات، إحیاء گرفتن تا به صبح  در شب های قدر ماه مبارک رمضان در آستان مقدّس امام زاده قاسم(ع) بابل از جمله کارهای ضروری و همیشگی او بود.

زمان  سربازی برای او زمانی فرا می رسد که تلاشش برای خدمت در سپاه بی نتیجه مانده بود، بنابر این برای خدمت وظیفه به لشکر30 پیاده گرگان ملحق می‌شد، ضمن اینکه همزمان برای جذب رسمی در سپاه نام نویسی کرده بود.

هنوز 2 ماه از آموزش نظامی او نمی گذشت که نامه جذب او در سپاه پاسداران بدستش رسید، با گرفتن امضاهای متعدد از فرماندهان مافوق، بسختی از لشکر 30 گرگان تسویه حساب می گیرد و به علت قبولی درسپاه پاسداران از کسوت سربازی مرخص و برای ادامه آموزش بعنوان سرباز گمنام امام زمان (عج) بالاخره دراسفند ماه 86 وارد دانشگاه امام حسین (ع) می‌شود تا اینکه پس از دو سال تلاش وصف ناشدنی در بهمن ماه 88 از دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) با معدل 17/30 فارغ التحصیل می گردد.
 

مطابق دستنوشته‌ای که از او باقی مانده، در تاریخ 87/08/8 ساعت 11/50 صبح پوشه‌ای حاوی اطلاعات مهم و محرمانه کارکنان را در محوطه دانشگاه امام حسین(ع) می یابد، بی درنگ با حفاظت اطلاعات دانشگاه مکاتبه کرده و آن را جهت بررسی و اقدامات لازم به مسئول مربوطه تحویل می دهد تا خدای نکرده مورد سوء استفاده دشمنان قرار نگیرد.
کمیل داوطلبانه تعطیلات عید سال های87 و88 دوره دانشجویی را در غالب طرح سازندگی بسیج، اردوی جهادی به مناطق محروم کشور از جمله کرمان و چهار و محال و بختیاری  می رود.

مادرش می گوید: به محض اینکه اولین حقوقش را از سپاه گرفت دو دفترچه پس انداز برای خودش باز کرد، یکی مربوط به حقوق و مزایا، دیگری مربوط به هدایا؛ چرا که می گفت: « طبق فتوای مقام معظم رهبری، هدیه خمس ندارد» برای خودش، سال خمسی تعیین کرد تا اگر مازاد بر هزینه سالیانه، چیزی در حسابش مانده باشد، خُمس آنرا بدهد و یکسال مقداری پول به مستمندان داده بود و با خوشحالی می گفت: امسال خمس داده ام.

ماجرای خواستگاری او از همسرش در سال 89 نیز جالب است: «موقع خواستگاری از من پرسید: ممکنه من یه روزی به شهادت برسم! شما با این موضوع مخالفتی ندارین و می توانی با آن کنار بیآیی؟! من چیزی نگفتم، فقط نگاهش کردم: دوباره پرسیدند و من گفتم : نه مخالفتی ندارم؛ از همانجا فهمیدم که او از جنس زمینی ها نیست.»

او به‌اتفاق چند نفر از دوستانش، بالاترین جایگاه خدمتی را در یگان ویژه صابرین می بینند، گرچه سعی داشت، ثبت نام در یگان ویژه صابرین را از خانوده اش مخفی نگهدارد و یا اینکه خدمت در آن را سهل و آسان معرفی کند، اما برای رسیدن به آن، بسیار تلاش کرد. می دانست که خدمت در یگان ویژه صابرین، علاوه بر قدرت معنوی به قدرت جسمی هم احتیاج دارد.

شهیدان محرابی پناه ، صفری تبار و علی بریهی

کمیل برای جبران آن علاوه بر طی دوره های آموزش تکاوری و چتربازی به ورزش های رزمی روی آورد و در این رشته خیلی زود سرآمد شده و مطابق اسناد موجود دو مرتبه موفق به اخذ مدال طلا و نقره در جشنواره فرهنگی، ورزشی دانشجویان شد.

بهر حال پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه امام حسین(ع)، بسختی از پادگان آموزشی المهدی(عج) وابسته به تهران، تسویه حساب خدمتی می گیرد و خود را به یگان ویژه صابرین می رساند.

او به همرزمانش گفته بود: «من سی و سومین شهید روستای بیشه سر هستم» و آخرین سفارش او به اطرافیان هم این بود که برای شهادتش دعا کنند و به همه سفارش می کرد تا در قنوت نمازشان، دعای فرج بخوانند و شهادت او را از خدا بخواهند.

شهید مصطفی (کمیل) صفری تبار بیشه در مصاحبه بجا مانده از خودش می گوید: «گرچه به کمتر از شهادت راضی نیستم؛ ولی از خدا می خواهم که اگر شهید نشدم، اجر شهید را به من بدهد.»

این شهید بزرگوار پس از آنکه عزم خود را جزم کرد تا آخرین وجب از خاک کشور را از دست گروهک منافقین پژاک خارج کند ، با لبیک به ندای رهبر و مقتدای خود حضرت امام خامنه ای (مدظله) عازم جبهه های غرب کشور شد تا اینکه در آخرین عملیات پیروزمندانه سپاه در این منطقه که منجر به بیرون راندن  منافقین از مرزهای ایران اسلامی شد در تاریخ 1390/06/13 به همراه چند تن از همرزمان خود در ارتفاعات جاسوسان کردستان شربت شیرین شهادت را نوشید .

این دو ( شهید صفری تبار و شهید محمد محرابی پناه ) آنقدر با هم اخت بودند که ماجرای شهادت آنها بنا بر شنیده‌ها، می تواند بسیار جالب باشد:
آنطور که گفته شده در آخرین ماموریت این دو شهید در ارتفاعات جاسوسان سردشت، گلوله ای به پهلوی آقا محمد اصابت می کند. او با بستن چفیه اش به دور کمر سعی می کند که تا حدودی از خونریزی بیش از حد جلوگیری کند. اما دوست و در حقیقت برادرش مصطفی صفری تبار متوجه حالت محمد شده و علی رغم تذکر دوستان برای نزدیک نشدن به محمد، جهت کمک به طرف محرابی پناه حرکت می کند و در همان لحظه که کنار یکدیگر قرار می گیرند، گلوله خمپاره ای نزدیک این دو به زمین می نشیند تا روح آسمانی محمد و مصطفی را از قفس تنگ تن رها سازد و راهی دیار قرب نماید.

 

روحشان شاد...

    امید است از رهپویان طریق الهی و

                                        آرمان های برحق آنان؛باشیم...

 

 

صحبتها و شوخی های مصطفی و محمد قبل از پرش با چتر

لینک کمکی 1

لینک کمکی 2



نوشته شده در تاریخ جمعه 10 بهمن1393 توسط م.محسنی |
افسران - محمد (ص) از قلب ها وارد می شود نه دیوارها


نوشته شده در تاریخ جمعه 10 بهمن1393 توسط م.محسنی |
افسران - غ مثل غیرت



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 9 بهمن1393 توسط م.محسنی |
Screenshot_2015-01-16-11-36-34-1.png


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 17 دی1393 توسط م.محسنی |

http://www.shiaupload.ir/images/72442533352931973428.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عنوان نوشته:

م-ر-گ : نزدیکتر از نزدیک... تمام!

 

"بسم الله الرّحمن الرّحیم"

 گاهی بعضی چیزها؛آنقدر عادی میشوند و آنقدر آدمی آنها را با سمع میشنود و با بصر میبیند؛

 که دیگر از درونی های او میشود.

 امّا مرگ از این قاعده مستثناست!

 انسان هرقدر هم که برایش این اتفاق  عادی شود؛ امّا در جایش، بازهم تازگی دارد...

 چه تفکر یا شاید "تخیل" غلطی است اینکه بشر هماره،میپندارد :

 "مرگ برای همسایه است."

 مرگِ او به خودش نزدیک است اما آن را نمیبیند.چرا که این خصلت آدمی است

که چیزهای بزرگ و نزدیک را هیچگاه نمیبیند!

 

 مانند " خدا "!

 او هم نزدیک است.... وآدمی بازهم چشم دیدن ندارد...بس که نزدیک است!

 به همین سبب است که جملگی انسانها؛این دو را در دوردست ها میپندارند.

اول خیال میکنند از خدا دورند و دیر به او دست میابند.

لذا هیچ تلاشی برای رسیدن به معبود نمیکنند.

 

دوم گمان میکنند که مرگ از آنان دور است.

و فکر میکنند سالیان متمادی وقت دارند و دست مرگ به آنها؛نمیرسد.

لذا به آن فکر نمیکنند و خود را سرگرم دنیا میکنند.

 

خلاصه میگوید، شیخ اجل:

 ای که پنجاه رفت و درخوابی/

                                       مگر این پنج روزه دریابی/

 

 اگر بازهم فکر میکنیم: "مرگ برای همسایه است" ؛

 خوبست این را هم بدانیم که: همسایه ی روبه رویی مان هم میگوید:

 

 "مرگ برای همسایه است"!!!!!!!!

 

 

م.محسنی

 

پ.ن : [ قلمی در برگی سبز؛ به بهانه : فوت پدر یکی از دوستان چندین ساله ام.

شادی روح تمامی اسیران خاک؛درصورت تمایل،صلواتی بفرستید.]



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 17 دی1393 توسط م.محسنی |

» علت اين كه هم اكنون وقتي در مجالس مختلف نام امام زمان(عج) و حضرت امام خميني(ره) و رهبرمعظم انقلاب و همچنين نام حضرت رسول(ص) برده مي شود همه صلوات مي فرستيم ولي براي ائمه ديگر(ع) وقتي نام آنها برده مي شود صلوات فرستاده نمي شود چیست؟

صلوات فرستادن هنگام ذكر شدن نام پيامبر اكرم(ص) مستحب مؤكد است، فرستادن صلوات به صورت مطلق هم در هر جا كه باشد مستحب است و داراي فضيلت. در مورد فرستادن صلوات هنگام آمدن نام امام خميني و اين كه چرا هنگام بردن نام ائمه صلوات فرستاده نمي شود وجه خاصي ندارد.


نخست بايد دانست ابراز احساسات از ويژگي هاي موجودات «حساس» است و در اين ميان انسان بيشتر از ساير موجودات در پي پيدا کردن راهي جهت ابراز احساسات دروني و اظهار علاقه به ديگران و به خصوص بزرگان مي باشد. براي اين منظور از روش هاي مختلف «هورا، سوت، کف زدن، دست تکان دادن و...» استفاده مي شود. آنچه در فرهنگ اسلامي به روشني قابل مشاهده است محتوا دادن به رفتارهاي طبيعي و اجتماعي انسان است، لذا اعلان اذان را جايگزين ناقوس کليسا کرد. سلام کردن را جايگزين برداشتن کلاه کرد و صلوات را نشانه ابراز احساسات و اعلام بيعت و ارادت كرد.


در روزهاي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي نيز مردم از لفظ «صحيح است» و يا کف زدن براي تأييد و تشويق استفاده مي کردند که بعدها تکبير جايگزين آن شد. همچنين استفاده از صلوات جهت احترام و تأييد از گذشته ميان مردم متدين مرسوم بوده است و هرگاه مي خواستند بيشتر احترام بگذارند صلوات ها تکرار مي کردند. بنابراين پيام تکرار صلوات به ويژه در مقطع زماني خاص، به عنوان اعلام وفاداري و خار در چشم دشمنان است که در ضمن داراي محتواي معنوي نيز مي باشد لذا هيچگونه منافاتي با احترام به پيامبر(ص) و ائمه(ع) ندارد.


چنانکه در هنگام شنيدن وصف خاص امام زمان(عج) براي احترام مردم مي ايستند در صورتي که به طور يقين مقام پيامبر(ص) از مقام زمان(عج) پايين تر نيست و چنين کاري بي احترامي به پيامبر(ص) تلقي نمي شود.


صلوات بر پيامبر(ص ) در آيه 56 سوره احزاب مطرح شده است : ((ان الله و ملائكته يصلون علي النبي , يا ايها الذين امنوا صلوا عليه و سلموا تسليما")).
مفهوم آيه فوق آن است كه مقام پيامبر(ص ) آن قدر والاست كه آفريدگار عالم هستي و تمام فرشتگاني كه تدبير اين جهان به فرمان حق بر عهده ي آنان گذارده شده است , بر او درود مي فرستند. حال كه چنين است , شما نيز با اين پيام جهان هستي هماهنگ شويد.


2. صلوات وقتي به خداوند نسبت داده شود, به معني فرستادن رحمت و هرگاه به فرشتگان و مؤمنان منسوب گردد, به معني طلب رحمت مي باشد.


3. درباره كيفيت صلوات بر پيامبر(ص ) در روايات بي شماري كه از منابع اهل سنت و اهل بيت (ع ) رسيده , صريحا" آمده است كه آل محمد(ص ) را به هنگام صلوات بر محمد بيفزاييد. از جمله : از كعب بن عجره نقل شده است كه مردي خدمت پيامبر(ص ) عرض كرد: ((اما السلام عليك فقد علمنا فكيف الصلاه عليك قال (ص ) قل اللهم صل علي محمد(ص ) و علي آل محمد(ص ) كما صليت علي ابراهيم انك حميد مجيد. اللهم بارك علي محمد و علي آل محمد(ص ) كما باركت علي ابراهيم انك حميد مجيد)). امام زمان (عج ) هم از آل محمد(ص ) است .


4. اهميت صلوات بر پيامبر(ص ) و آل او, تا بدان جاست كه اگر كسي در تشهد نماز چنين نكند, نمازش باطل خواهد بود.


5. انسان لحظه به لحظه به سمت بي نهايت مي تواند پيش رود و رسول خدا با وجودي که کاملترين بشر هستند ولي باز هم روز به روز به درجات و مقاماتشان افزوده مي شود. قرآن مي فرمايد: «يا ايها الانسان انک کادح الي ربک فملاقيه؛ اي انسان تو به سوي پروردگارت در سير و حرکتي و به مقام قرب او نائل خواهي آمد» و صلوات هاي مؤمنين در رفيع تر گرديدن مقام محمد و آل محمد اثر دارد.


براي مطالعه بيشتر ر.ک:
1. نجم الثاقب , حسين طبري نوري
2. فلاح السائل , علي بن طاووس , فصل هشتم
درباره فضيلت و ثواب صلوات روايات متعددي داريم از جمله از پيامبر اسلام (ص ) نقل شده است كه هر كس يك مرتبه بر من صلوات بفرستد من ده مرتبه بر او صلوات مي فرستم و هر كس ده مرتبه بر من صلوات بفرستد من صد مرتبه بر او صلوات مي فرستم , (بحارالانوار, ج 6, روايت 87, باب 8, ص 254).

همچنين در روايت ديگر از آن حضرت نقل شده كه هر كس اول و آخر دعايش صلوات بفرستد آن دعا به اجابت مي رسد, (اصول كافي , ج 4, ص 247 به بعد). باز در روايت ديگري از امام رضا(ع ) نقل شده كه صلوات بر پيامبر و آل او كفاره گناهان است و بالاتر از اينها خداوند در سوره احزاب آيه 56 به مؤمنين دستور مي دهد كه بر پيامبر صلوات بفرستيد.


در كتاب هاي تاريخي هم داستان هاي متعددي راجع به نتيجه و فايده صلوات و كساني كه با تكرار اين ذكر مبارك به حوائج خود رسيده اند زياد نقل شده براي اطلاع مي توانيد به كتاب ارزشمند خزينه الجواهر, تائليف مرحوم حاج شيخ علي اكبر نهاوندي مراجعه كنيد.

 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 17 دی1393 توسط م.محسنی |

چه كنيم تا بتوانيم با امام زمان(عج) ملاقات كنيم؟

ملاقات با امام زمان(عج) و ديگر اولياى الهى، نياز به سنخيت با آنان دارد. به دست آوردن سنخيت با اولياى الهى، نياز به تحقق دو بعد (معرفت و عمل) دارد. اگر كسى خود را به اولياى الهى شبيه نمود، به لقاى آنان نيز واصل خواهد شد.


نوريان مرنوريان را طالبن/ ناريان مرناريان را جاذبند

ناگفته نماند كه ما مكلف به ارتباط به معناى ملاقات و رؤيت امام زمان(عج) نيستيم. آنچه وظيفه ما است، تشبّه به آن بزرگواران و پيمودن راه آنان است. ما بايد در همه حال سرباز آماده آن حضرت بوده و همواره در خدمت ايشان باشيم. اين مسأله را آيه 200 سوره آل عمران بيان فرموده: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»؛ «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! صبر كنيد و يكديگر را به صبر واداريد و مرابطه نماييد وتقوا و خداترسى را پيشه سازيد، باشد كه رستگار شويد».


امام باقرعليه السلام در تفسير اين آيه شريفه مى فرمايد: «صبر كنيد بر اداى فرايض (در انجام تكاليف الهى استقامت داشته باشيد) و در برابر دشمنان پايدارى كنيد و با امامتان (كه انتظارش را مى كشيد) مرابطه نماييد».كتاب الغيبة، شيخ مفيد، ص 105.


مرابطه با امام زمان(عج)؛ يعنى، خود را به رشته ولايت او بستن و بر خدمت و پيروى و يارى او گردن نهادن. اين يكى از اركان ايمان است كه آدمى خود را به امام خويش مربوط سازد و از او جدا نشود. همچنين بايد كارهايى انجام داد كه آن حضرت و اصحاب شان انجام مى دهند.


قرآن درباره حضرت مهدى و اصحاب ايشان مى فرمايد: «الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ»؛سوره حج: آيه 41. كسانى كه اگر در زمين به آنان توانايى دهيم نماز را به پا داشته و زكات (به مستحق) بخشيده و به معروف امر نموده و از منكر نهى كنند.


امام باقرعليه السلام در تفسير اين آيه مى فرمايد: «اين آيه براى آل محمد است؛ يعنى، مهدى(عج) و اصحاب او».تفسير قمى: ج 2، ص 87. در نتيجه اگر ما هم مى خواهيم از اصحاب و ياران آن حضرت باشيم، بايد به امور مذكور اهتمام ورزيم.


وظيفه منتظران
خوب است بدانيم كه امام زمان(عج) شديداً به شيعيان خود عشق مى ورزد؛ بلكه علاقه آن حضرت به شيعيان و دوستانشان خيلى بيشتر از علاقه اى است كه ما نسبت به آن حضرت داريم. ايشان همواره براى شيعيان خود دعا مى كنند. از آن حضرت نقل شده است: «اِنّا غَيْرُ مُهَمِلينَ لِمُراعاتِكُمْ وَلاناسينَ لِذِكْرِكُمْ»؛بحارالانوار: ج 53، ص 174. ما هرگز در رعايت احوال شما كوتاهى نمى كنيم و شما را از ياد نمى بريم».


آنچه بر ما بايسته است، جلب رضايت آن بزرگوار است. پيوستگى با او، يعنى، مطيع او بودن. آنچه در روايات زياد سفارش شده، انتظار فرج است. ما بايد ارتباط معنوى خود را با امام زمان(عج) با عمل به دستورات آن حضرت و انتظار فرج به معناى واقعى ثابت و مستدام نگه داريم. از اين رو بسيار به جا است كه خصوصيات منتظر واقعى حضرت مهدى(عج) را بدانيم و سپس آن را در خود عملى كنيم.


رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: «اَفْضَلُ العِبادَةِ اِنْتِظارُ الفَرَجِ»؛فرائد السمطين، ج 2، ص 334، چاپ جديد. برترين عبادات، انتظار ظهور و فرج است.


وظيفه منتظر امام زمان عليه السلام اين است كه مانند يك منتظر واقعى زندگى كند. وقتى انسان حقيقتا منتظر كسى باشد، تمام رفتار و سكناتش نشان از منتظر بودن او دارد. به عنوان مثال اگر منتظر ميهمان باشد، حتما خانه را تميز و مرتب و وسايل پذيرايى را آماده مى نمايد و با لباس مرتب و چهره اى شاداب در انتظار مى ماند. چنين كسى مى تواند ادعا كند كه منتظر ميهمان است. اما كسى كه نه خانه را مرتب كرده و نه وسايل پذيرايى را آماده نموده و نه لباس مرتب و تميزى پوشيده و نه اصلاً به فكر ميهمان است؛ اگر ادعا كند كه در انتظار ميهمان بوده، همه او را ريشخند خواهند كرد و بر گزافه گويى او خواهند خنديد!


لاف عشق و گله از يار زهى لاف دروغ/

عشق بازان چنين مستحق هجرانند/

بنابراين، انتظار قبل از آنكه از ادعاى انسان فهميده شود، از رفتار و كردار او فهميده مى شود. نمى توان هر كسى را كه ادعاى دوستى و ولايت امام زمان را دارد، در شمار دوستان و منتظران او قلمداد نمود! آرى «مشك آن است كه خود ببويد نه آنكه عطاربگويد».


با چنين توضيحى، روشن است كه منتظر واقعى امام زمان(عج) بايد رفتارش به گونه اى باشد كه هر لحظه منتظر ظهور امام زمان عليه السلام باشد، يعنى، در هر لحظه كه اين خبر را به او بدهند، خوشحال شود و آماده يارى آن حضرت باشد و با مال و جان خويش جهاد كند و خود را در راه آن حضرت فدا نمايد. منتظر واقعى، اهل گناه و دلبستگى به دنيا نيست؛ چرا كه چنين كسى نمى تواند از وابستگى ها، دلبستگى ها و آلودگى ها دست بردارد و آماده به خدمت در جهت اهداف مقدس امام زمان عليه السلام باشد.
با توجه به نكات ذكر شده مى توان بعضى از وظايف منتظران امام زمان عليه السلام را چنين ذكر كرد:



1. معرفت:
اولين شرط انتظار معرفت است؛ تا انسان ميهمان خود را نشناسد و از خصوصيات خوب او مطلع نباشد، منتظر او نخواهد شد. تنها هنگامى انسان در انتظار كسى مى نشيند كه او را خوب بشناسد، اما اگر انسان كسى را نشناسد و بداند كه آن شخص خواهد آمد، برايش اهميتى نخواهد داشت و منتظر او نخواهد ماند. در مورد انتظار امام زمان(عج) هم چنين است. كسانى كه آن حضرت را نمى شناسند (مانند كفار و يا اهل اديان ديگر)، هرگز انتظار او را نمى كشند؛ اما كسانى كه او را مى شناسند و ارزش و مقام او را مى دانند، منتظر او مى مانند.


كسانى كه امام زمان را نمى شناسند - اگر چه به ظاهر مسلمان باشند - چنانچه در اين حال بميرند در حال جاهليت از دنيا رفته اند؛ چنان كه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله فرمود: «مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ اِمامَ زَمانِهِ ماتَ ميتَةَ الْجاهِلِيَّةِ»؛بحارالانوار: ج 32، ص 331. «هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مردن جاهليت از دنيا رفته است».


بنابراين اولين شرط انتظار، ايجاد معرفت در مورد امام زمان(عج) است و طبيعى است كه هر مقدار معرفت انسان نسبت به آن حضرت بيشتر باشد، ارزش او را بيشتر درك كرده و به عظمت او بيش از پيش پى خواهد برد و بيشتر تشنه وجود آن حضرت خواهد شد. در حالى كه افراد جاهل و ناآگاه به ارزش آن حضرت، هرگز احساس تشنگى و عطش نسبت به وجود مقدس ايشان نخواهند داشت و بدين جهت از زمره منتظران بيرون هستند!


وصل خورشيد به شب پره اعمى نرسد كه در اين آينه صاحب نظران حيرانند

شناخت امام زمان عليه السلام دو گونه است:


1. شناخت تاريخى وجود آن حضرت؛ مانند اينكه او امام دوازدهم است و تاريخ ولادتش در چه سالى است و مانند آن.


2. شناخت مقام نورانيت آن حضرت؛ كه اين شناخت كار هر كسى نيست و ظرفيت و لياقت زيادى مى خواهد. در حقيقت، اصحاب خاص امام زمان عليه السلام كسانى اند كه آن حضرت را به مقام نورانيت شناخته اند.


براى آگاهى از مقام عظيم امامت خواندن زيارت جامعه كبيره و تأمل در معانى عميق آن توصيه مى شود.
همچنين خواندن كتب معتبرى كه در مورد امام زمان عليه السلام نوشته شده است مى تواند انسان را تا حدى به مقام و عظمت آن حضرت آشنا سازد.


2. محبت به امام زمان عليه السلام
وظيفه ديگرى كه منتظران آن حضرت دارند اين است كه بايد دوستى و محبت امام عصر (عج) را در خود ايجاد كنند و آن را افزايش دهند. بديهى است تا انسان از ميهمان خويش خوشش نيايد و نسبت به او محبت نداشته باشد - هر چند هم كه او رابشناسد - نمى تواند واقعاً منتظر آمدن او باشد؛ اگر انسان از ميهمان خود بدش بيايد، چگونه مى تواند منتظر قدم او باشد و خود را براى پذيرايى از او آماده كند. پس تا محبت به امام زمان(عج) در وجود كسى شكل نگرفته و شعله ور نشده باشد، او نمى تواند به وظايف منتظران واقعى عمل نمايد. محبت به امام زمان(عج) وظيفه اى است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله نيز به دستور خدا از ما خواسته است؛ آنجا كه در قرآن كريم مى فرمايد: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى »؛ سوره شورى: آيه 23.


3. ايجاد سنخيت با امام زمان عليه السلام
منتظران واقعى وضعيت روحى و فكرى و عملى خود را به گونه اى سامان مى دهند كه سنخيت كاملى با امام زمان عليه السلام داشته باشند. آيا مى توان منتظر قدوم كسى بود؛ ولى با او مشابهت و سنخيت نداشت؟ آيا مى توان محبت كسى را داشت، اما با او هيچ سنخيت و مشابهتى نداشت؟ ايجاد سنخيت با امام زمان از طريق تقويت ايمان و تقوا و فضايل اخلاقى و درجات معنوى حاصل مى شود. تنها در اين صورت است كه مى توان ادعاى محبت به آن حضرت را داشت. در صورتى كه انسان رفتارش مطابق ميل امام زمان(عج) باشد، شعله محبت او در دلش زبانه خواهد كشيد و عشق آن حضرت او را به فرياد خواهد آورد و دورى اش را بر او سخت و ناگوار خواهد ساخت.


طبيعى است كه هر چقدر سنخيت با ولى عصر(عج) بيشتر باشد، محبت آن حضرت به انسان بيشتر خواهد شد و محبت انسان نيز به آن حضرت افزون تر خواهد گشت. پس منتظر واقعى بايد سعى كند تمام وظايف دينى و احكام الهى را انجام دهد.


4. ارتباط با منتظران ديگر
منتظر امام زمان(عج) مى داند كه برنامه آن حضرت يك برنامه جهانى است و بايد ياوران زيادى داشته باشد تا حركتش پيروز شود. بنابراين به فكر گسترش ياران و منتظران آن حضرت بوده و با ارتباط با آنها، به تقويت روحيات ايمانى خود و ديگران خواهد پرداخت تا بر اساس دستور قرآنى «تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى »؛ سوره مائده به كمك مؤمنان منتظر، خود را آماده ظهور حضرت نمايد.


5. دعا براى تسريع در ظهور امام زمان عليه السلام
منتظر واقعى هر لحظه انتظار محبوب را مى كشد و از خدا مى خواهد كه هر چه زودتر او را برساند. بنابراين دعاى فراوان براى فرج آن حضرت از وظايف هميشگى منتظران حضرتش مى باشد. دعا براى تسريع در فرج امام زمان(عج)، به وسيله آن حضرت نيز توصيه شده است.


6. ياد فراوان حضرت
ياد كردن از محبوب، عادت ديرينه منتظران عاشقى است كه چندى منتظر محبوب خويش هستند؛ اما نتوانسته اند پس از مدت ها انتظار او را ببينند و حال خود را دست كم با ياد او و نام او آرام مى كنند. به ياد آوردن امام عصر(عج) و عنايت او به شيعيان با ذكر احاديث، كرامات، مقام و عنايت امام به شيعيان، وظيفه ديگرى است كه منتظران واقعى احساس مى كنند و بدين طريق همواره نام و ياد آن حضرت را زنده نگه مى دارند.


7. دادن صدقه
براى سلامتى آن عزيز و يا هديه نمودن ثواب هايى به حضرت مهدى(عج)، كه خود، موجب قبولى هر چه بيشتر اعمال است.


8. اميدوارى
بر قيام و انقلاب آن يوسف زهرا عليه االسلام و اميد دادن به ديگران.


9. ايجاد آمادگى دائم رزمى براى ظهور حضرت
چنان كه در روايت آمده است: «ليعدن احدكم لخروج القائم و لو سهما»؛بحارالانوار، ج 52، ص 366، ح 146. هر يك از شما براى قيام قائم(عج) بايد آماده گردد هر چند با تهيه يك تير باشد.
از اين رو شركت در بسيج يكى از وظايف منتظران است.


10. محزون بودن به علت محروم بودن از زيارت آن وجود مبارك؛ «عزيز على ان ارى الخلق و لاترى و لا اسمع لك حسيسا و لا نجوى...»؛دعاى ندبه. بر من گران است كه خلق را ببينم و تو ديده نشوى و سخن آشكار و پنهان تو را نشنوم.


11. اصلاح جامعه
فرج يعنى، نصرت، پيروزى، گشايش و مقصود، پيروزى حكومت عدل علوى بر حكومت هاى كفر و شرك و بيداد است؛ بنابراين انتظار فرج، يعنى انتظار تحقق يافتن اين آرمان بزرگ و جهانى و منتظر حقيقى كسى است كه در حقيقت خواهان تشكيل چنين حكومتى باشد و اين خواسته آن گاه جدى و راست است كه شخص منتظر، عامل به عدل و گريزان از ستم و تباهى باشد؛ و گرنه انتظار فرج در حد يك ادعا و شعار بى محتوا باقى خواهد بود. ازاين رو در روايات آمده است كه انتظار فرج خود فرج است؛ زيرا كسى كه حقيقتاً منتظر فرج و ظهور حجت خدا و تأسيس حكومت عدل گستر او است، زندگى خود را بر پايه عدل و داد استوار مى سازد و او انسانى است كه حضور و غيبت امام در نحوه رفتار و سير و سلوكش تفاوتى ندارد و قبل از تشكيل حكومت عدل او، چنين حكومتى را در زندگى خود پايدار ساخته است. بنابراين انتظار فرج حقيقى، ريشه در معرفت به حق و عدل و ايمان و عشق به آن دارد و آثار آن نيز در عمل نمايان مى گردد و چنين حقيقت اصيل و عميقى، با لفظ و شعار به دست نمى آيد و با بى تفاوتى و بى اعتنايى نسبت به مقدسات دينى و رسالت هاى انسانى در تعارض و تناقض است.


انتظار فرج يعنى:
الف. معرفت امام معصوم و عادل و پيشواى فضيلت؛
ب. ايمان به امامت و قيادت رهبرى الهى و عدالت پيشه؛
ج. عشق به عدالت وارزش هاى انسانى؛
ه. اميد به آينده اى روشن و نويد بخش؛
ك. تلاش براى برقرارى حكومتى عدل پيشه و عدل گستر؛
ح. رعايت موازين و قوانين دينى و اخلاقى؛
خ. داشتن روحيه تعهد و مسؤوليت پذيرى.
اين انتظار فرج است كه بهترين اعمال و بهترين عبادت است و چنين منتظرى، مقامى عالى دارد و هر گاه در زمان غيبت از دنيا برود، به منزله كسانى است كه پس از ظهور حضرت حجت(عج) زنده و تحت فرمان او در راه خدا جهاد مى كنند.بحارالانوار: ج 52 ص 125؛ ره توشه راهيان نور، دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم چاپ اول تيرماه 1374 ص 190-193 با تصرف.


يادآورى مهم:
درست است كه وظيفه ما تلاش براى ملاقات با امام زمان(عج) نيست و حتى بنا بر نظر بعضى از بزرگان، تحقق اين مسأله خيلى بعيد و نادر است و اگر هم ممكن باشد، براى امثال مقدس اردبيلى و علامه حلّى قابل تصور است؛ نه انسان هاى عادى هر چند مؤمن و خوب. ولي بحث ملاقات، نبايد با بحث ارتباط اشتباه شود؛ زيرا وظيفه ما ايجاد ارتباط با امام عصر(عج) است. منتظر امام زمان(عج) وقتى موفق به زيارت آن حضرت نمى شود، از طريق خواندن دعاى ندبه، زيارت آل ياسين، دعاى عهد، نماز امام زمان و نيز از طريق رفتن به مسجد جمكران، ارتباط خود را با آن حضرت حفظ مى نمايد و براى گره گشايى مادى و معنوى از ايشان به عنوان واسطه فيض الهى درخواست مى كند و خود را در محضر ايشان مى بيند.

سؤال. چرا براى سلامتى امام زمان(عج) دعا كنيم؟ در حالى كه خداوند اراده نموده ايشان زنده و سلامت بمانند. آيا اصلاً امكان دارد آن وجود مبارك دچار كسالت شوند؟
آن سفر كرده كه صد قافله دل همره اوست

هر كجا هست خدايا به سلامت دارش

؛ ديوان حافظ، ص 223.


دعا براى سلامتى امام زمان(عج) آثار و بركات فراوانى دارد از جمله:
1. نشانگر علاقه و محبت مسلمانان به ايشان است. اگر چه دوستى تمام ائمه معصومين عليهم السلام بخشى از ايمان و شرط قبولى اعمال است، در عين حال دعا كردن در حق امام زمان(عج) موجب ازدياد محبت آن حضرت در دل و در نتيجه موجب تقويت ايمان مى گردد.


2. اظهار تجديد عهد و پيمان با آن حضرت است و محتواى پيمان با آن حضرت را دين دارى و شريعت محورى و تصميم قلبى بر اطاعت امر امام عليه السلام و يارى رساندن او با نثار جان و مال تشكيل مى دهد.
تجديد بيعت با آن حضرت عليه السلام كارى است كه بعد از هر نماز از فرايض پنجگانه، يا در هر روز و يا در هر جمعه مستحب است.
دعاى عهدمفاتيح الجنان، ص 891 و 892. شاهدى براى اين سخن است.


3. سبب زنده نگه داشتن ياد امام غايب در دل منتظران مى گردد. ياد امام زمان(عج) توجه به ارزش هاى دين و اصول اخلاقى را در دلها جوانه مى زند و برعكس غفلت از ياد و خاطره امام يكى از دلايل عمده پژمردگى و سستى ارزش هاى الهى وانسانى در جامعه اسلامى است.


4. كسى كه سلامتى امام زمان برايش مهم است، به طور مسلّم آزردن آن حضرت برايش سخت است، در نتيجه دعا براى سلامتى آن حضرت، انسان را بر انجام كارهايى وادار مى كند كه موجب خشنودى آن حضرت و در نتيجه سبب رسيدن به مقام رضوان الهى مى گردد.


5. دعا بسيار مؤثر است و موجب فرج آن حضرت و نيز فرج و گشايش در زندگى مؤمنان مى شود.


6. دعا موجب قرب الهى است. امام مهدى(عج) در خصوص زيارت آل يس مى فرمايند: «هرگاه خواستيد به وسيله ما به خداوند و به ما توجه كنيد اين زيارت را كه از جانب خداوند انشا شده است بخوانيد»مفاتيح الجنان، ص 863.


اين زيارت كه از جهات مختلف، محتوايى عميق دارد بسيار مورد تأكيد و سفارش قرار گرفته است. از جمله سلام هايى كه در اين زيارت ادا مى شود، از ابتدا تا انتها، دعا براى سلامتى و تندرستى و بهروزى امام زمان(عج) است. «السلام عليك يا خليفه الله و ناصر حقه... السلام عليك حين تصبح و تمسى، السلام عليك فى اليل اذا يغشى و النهار اذا تجلى ... السلام عليك بجوامع السلام...»؛ سلام بر تو اى جانشين خدا و يارى كننده حق... درود و سلام بر تو هنگامى كه بامداد و شام كنى، درود و تهيت الهى بر تو در شب كه همه جا را فراگيرد و در روز، در وقتى كه نور دهد (يعنى سلام بر تو در هر صبح و شام)...، درود بر تو درودى همه جانبه... .


در دعاى بعد از اين زيارت نيز معانى بلندى نهفته است. از جمله عرض مى كنيم: خدايا! او (امام زمان) را از شر هر متجاوز و سركشى و از شر همه خلق خود پناه ده و او را از حوادث روزانه، از پيش رو، و از پشت سر و از طرف چپ، حفظ و نگهدارى كن و از اين كه آسيب و گزندى به او برسد جلوگيرى كن و در خصوص او، رسولت و خاندان رسولت را حفظ نما و به دست مباركش عدل و داد را پديدار نما! «اللهم اعذه من شر كل باغ و طاغ و من شر جميع خلقك و احفظه من بين يديه و من خلقه و عن يمينه و عن شماله و احرسه و امنعه من ان يوصل اليه بسوء واحفظ فيه رسولك و آل رسولك واظهر به العدل...».
در پايان سخن لازم است يادآور شويم كه دعا كردن براى سلامتى و فرج آن حضرت، اطاعت از امر خداوند و نيز اهل بيت پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله است.


«وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَخْشَ اللَّهَ وَ يَتَّقْهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ»؛ «و هر كه خدا و رسولش را اطاعت كند و خداترس و پرهيزكار باشد چنين كسى به فوز و سعادت خواهد رسيد».سوره نور: آيه 52.

 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 8 دی1393 توسط م.محسنی |



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 دی1393 توسط م.محسنی |



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 دی1393 توسط م.محسنی |

ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﺗﺮﮐﻪ ... ﻧﻪ

 

ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﺭﺷﺘﯿﻪ ... ﻧﻪ

 

ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﻟﺮﻩ ... ﻧﻪ

 

ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ...

 


ﺍﺻﻼ
  ﻭﻟﺶ ﮐﻦ !

 

ﺑذﺍﺭ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺑﮕﻢ !

 

 

یه روز یه ترکـــه..

 

میره جبهه ، بعد از یه مدت فرمانده میشه

 

یه روز بهش می گن داداشت شهید شده افتاده سمت عراقی ها 

 

اجازه بده بریم بیاریمش

 

جواب میده کدوم داداشم؟! اینجا همه داداش من هستن

 

اون ترکـــه تا زنده بود جنگید و به داداش های شهیدش ملحق

 

 شد...

 

 

اون ترکـــه کسی نبود جز مهدی باکری

  

یه روز یه رشتیه ..

 

 ﺍﺳﻤﺶ ﻣﯿﺮﺯﺍ ﮐﻮﭼﮏ ﺧﺎﻥ ﺑﻮﺩ 

 

ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺷﺠﺎﻉ ﺑﻮﺩ ،

 

ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺳﺘﺎﻧﺶ 

 

ﺟﻠﻮﯼ ﺍﺭﺗﺶ ﺷﻮﺭﻭﯼ ﻭ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪﺍﯾﺴﺘﺎﺩ 

 

ﺗﺎ ﻧﺘﻮﻧﻨﺪ ﺧﺎﮎ ﮐﺸﻮﺭﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺍﺷﻐﺎﻝ ﮐﻨﻨﺪ 

 

ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﻭ ﻓﺪﺍﯼ ﻣﯿﻬﻦ ﮐﺮﺩ.

 

 

ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﻟﺮﻩ.. 

 

ﺍﺳﻤﺶ ﺁﺭﯾﻮ ﺑﺮﺯﻥ ﺑﻮﺩ 

 

ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺳﮑﻨﺪﺭ ﻭ ﻣﺘﺠﺎﻭﺯﺍﻥ ﺑﻪ ﮐﺸﻮﺭﺍﯾﺮﺍﻥ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩﻧﺪ

 

 ﺑﺎ ﺳﭙﺎﻩ ﮐﻢ ﺟﻠﻮﯼ ﺳﭙﺎﻩ ﺑﺰﺭﮒ ﻣﻘﺪﻭﻧﯽ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ 

 

ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺳﭙﺎﻫﺶ ﮐﺸﺘﻪﺷﺪﻧﺪ 

 

ﺧﻮﺩﺵ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺎ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺫﺭﻩ ﺧﻮﻧﺶ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖﮐﺮﺩ.

  

یه روز یه اصفهانیه .. 

 

اسمش سید حسن مدرس بود 

 

و با جرات یقه رضا خان قلدر ..نوکر استعمار.. رو گرفت 

 

و گفت میخواهم که تو نباشی 

 

از دادن جان هم دریغ نکرد 

 

و به پاس دفاع از ملت شریفمان در غربت به شهادت رسید 

 

به روان پاک شهیدان مظلوم 

 

دکتر بهشتی ؛ حاج ابراهیم همت ؛ احمد کاظمی و.. صلوات

 

یه روز یه قزوینیه .. 

 

به نام محمد علی رجایی 

 

پشت تریبون سازمان ملل متحد

 

 با نشون دادن اثار شکنجهای ساواک 

 

بر وجود نازینش مظلومیت ملت رنجدیده و انقلابی مارو 

 

به گوش جهانیان رسوند 

 

به یاد

 

علامه دهخدا و پاسداری از زبان پارسی

 

شهید بابایی و پاسداری از تمامیت ارضی

 

 

شهید ابوترابی و 10 سال اسارت و علمداری و ازادگی

 

یه روز یه ابادانیه ..

 

به قامت رشید دختر و پسر و همسر در خون طپیده اش نگاه کرد

 

 و از ویرانی خانه اش نهراسید 

 

و دشمن بعثی رو زمینگیر کرد .

 

من از حسین علم الهدی ؛ محمد جهان ارا و ..

 

همه بچه های خونگرم جنوب شرمنده ام .

 

کلام اخر ...

 

یه روز همه با هم بودیم ..

 

ترک و رشتی و لر و اصفهانی و کرد 

 

تا اینکه یه عده رمز دوستی مارو کشف کردند 

 

و قفل دوستی مارو شکستند .

 

حالا دیگه ما برای هم جوک میسازیم 

 

و به همدیگه میخندیم و اینجوری شادیم...

 

" ﺧﯿﻠﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻬﻤﻮﻥ ﺧﻮﺵ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﻩ ... ﻧﻪ؟ "

 

برگرفته از وبلاگ: http://beyadeshahidhemmat.blogfa.com/



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 آذر1393 توسط م.محسنی |

 

 

کسی که زیبایی اندیشه دارد؛

 

زیبایی اندام را به نمایش نمیگذارد...

 

آیت الله مطهری



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 آذر1393 توسط م.محسنی |

افسران - پشت سرت را نگاه نکن زندگی پیش روست



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 آذر1393 توسط م.محسنی |
افسران - شهدا معجزه میکنند...



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 آذر1393 توسط م.محسنی |
افسران - خاکریز خاطرات1



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 آذر1393 توسط م.محسنی |
افسران - کلامی زیبا از امیرکبیر.



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 آذر1393 توسط م.محسنی |
افسران - خرافه بودن کوبیدن درب مساجد در شب اول ربیع الاول


نوشته شده در تاریخ جمعه 21 آذر1393 توسط م.محسنی |
افسران - پرچمدار عاشقان مبارزه با صهیونیسم...!



نوشته شده در تاریخ جمعه 21 آذر1393 توسط م.محسنی |
افسران - .......ما عاشق مبارزه با صهیونیسم ها هستیم....
 
امام خامنه ای :
 
"گاهی بعضی از جوان های ما که مراجعه می کنند و جوابی نمی‌شنوند،
 
به من نامه می نویسند و التماس می کنند که اجازه بدهیدما برویم
 
در صفوف مقدّم با رژیم صهیونیستی بجنگیم.
 
ملّت ما، عاشق مبارزه‌ی با صهیونیست‌ها است
 
و جمهوری اسلامی‌ [هم این را] نشان داده است.
 
۱۳۹۳/۰۹/۰۴



ما اسرائیل را نابود خواهیم کرد !



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 آذر1393 توسط م.محسنی |
افسران - کربلا...


نوشته شده در تاریخ جمعه 14 آذر1393 توسط م.محسنی |
 
افسران - فلسطین ، مسئله‌ی اصلی ...



دشمنان خوب بدانند...


نوشته شده در تاریخ جمعه 14 آذر1393 توسط م.محسنی |
افسران - حقش این نبود!


نوشته شده در تاریخ جمعه 14 آذر1393 توسط م.محسنی |
افسران - شرح در متن...


نوشته شده در تاریخ جمعه 14 آذر1393 توسط م.محسنی |
افسران - برای فدا شدن فی سبیل الله باید فقط برای همین راه باشی،یعنی
 
 

برای فدا شدن فی سبیل الله؛

 

باید فقط برای همین راه باشی،یعنی:

 

"اخلاص"

 


نوشته شده در تاریخ جمعه 14 آذر1393 توسط م.محسنی |
افسران - مراقب اعمال و رفتارمان باشیم


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 آبان1393 توسط م.محسنی |

افسران - صرفا جهت اطلاع



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 آبان1393 توسط م.محسنی |
افسران - بصیرت

 

 

امام حسین(ع) را چه کسی به شهادت رساند؟

فردی که 16 بار پای پیاده به حج رفت!

یکی از افراد مقابل ابا عبدالله الحسین علیه السلام، شمر بن ذی الجوشن است.

از فرماندهان سپاه امیرالمؤمنین علی علیه السلام در جنگ صفین و جانباز امیر المومنین

کسی که در میدان جنگ تا شهادت پیش رفت.

این چنین کسی حالا در کربلا شمر می شود.

با ورودش به کربلا همه چیز عوض می شود. شمر آدم کوچکی نیست اگر نیایش های شمر را

برای شما بخوانند و به شما نگویند که این ها مال شمر است شما با آن ها گریه می کردید.

حال می کردید، هیچ گاه گفته نمی شود که وقتی شمر دستش را به حلقه خانه خدا می زد

چگونه با خدا زمزمه می کرد!

این آقایی که ما صحبتش را می کنیم شانزده بار با پای پیاده به سفر حج رفته است.

فکر نکنید شمر اهل نماز و روزه نبوده و یا از آن دسته آدم هایی بوده که عرق می خوردند،

عربده می کشیدند؛

شمر و بسیاری دیگر که آن طرف ایستاده اند، آدم هایی هستند که پیشانی پینه بسته داشتند.

بسیاری از آن ها اهل تهجد بودند.تعدادی از این افراد با پیغمبر (ص) هم دیده شده اند.

وقتی امام حسین به کربلا وارد شد بعضی از این افراد را صدا زد و فرمود:

« مگر شما پیغمبر را ندیدید؟» الان این افرادی که پیغمبر را دیده بودند و

رو به سوی قبله نماز می خواندند، رو در روی امام ایستاده اند.

در کتاب تاریخ مسعودی آمده که در کربلا هر روز 20000 نفر در فرات غسل می کردند.

غسل قربة الی الله که حسین را بکشند و می گفتند: غسل می کنیم تا ثوابش بیشتر باشد.

در ظهر عاشورا وقتی ابا عبدالله علیه السلام برای نماز خواندن،

اذان می گفتند فکر نکنید در آن طرف کسی نمازنمی خواند.

آن ها هم نماز می خواندند!

برخی از این افراد به ابا عبدالله علیه السلام می گویند که نماز شما قبول نیست!

و حبیب به آن ها می گوید:

« نماز شما قبول است؟! »

درگیری می شود .

حبیب به شهادت می رسد.

حضرت حبیب پیش از نماز ظهر اباعبدالله به شهادت رسیدند.


چه خصوصیاتی باعث شکل گیری شخصیت های منفی می شود؟

ما در کربلا به کلاس شمر شناسی نیاز داریم. یک کلاس به عنوان تحلیل شخصیت شمر.

شمری که شانزده بار به مکه رفته، جانباز امیر المومنین بود،

کسی که در کنار مولا زخمی شده بود، چه شد که

فرمانده جنگ حضرت علی علیه السلام به این جا رسید؟

این مسئله نیاز به تحلیل و بررسی دارد.


شمر با سه ویژگی، شمر شد!

1.اولین خصوصیت شمراین بود که می گفت: شکم از همه چیز برای من مهم تر است.

مهم بود که غذای خوب بخورد و برای دست یافتن به این غذا دست به هر کاری می زد.

آیا غذا برای شما اولین مسئله زندگی است؟

در خانواده های ما وقتی که شام را خوردند به فکر ناهار فردا هستند.

دعوای شکم دعوای مسخره ای است که همه ی ما با آن درگیر هستیم.


حضرت علی علیه السلام یک بار اراده کرد جگر بخورد گفت :

هفته بعد، هفته بعد، هفته بعد افتاد ماه بعد، یک سال این خوردن جگر را به تأ خیر انداخت.

بعد از یک سال جگر تهیه کرد. دود جگر کباب کرده از دیوار خانه بیرون رفت.

در زدند کسی گفت: خوش به حال شما که بوی این غذا از خانه تان بلند است من چند ماهی است

از این غذا نخورده ام، حضرت فرمودند:

« این غذا را به او بدهید »

دوستی می گفت: مولا علی علیه السلام مسئله ی شکم را برای خود حل کرده بود

و می توانست از غذایش بگذرد ولی شمر نتوانست مسئله غذا را برای خود حل کند.

شمر عبدالبطن یعنی اسیر و بنده ی شکم بود و این اسارت او را بیچاره کرد.

 

از امام پرسیدند: تقوا چیست؟ فرمود: وقتی در بیابان راه می روی سعی می کنی

خارهای ریز در پایت نرود یا خارهای درشت؟

اگر عاقل باشید هر دو. تقوا این است یعنی نه مرتکب گناه کوچک شوی و نه بزرگ.

چرا که گناهان ریز، زمینه ارتکاب گناهان بزرگ است.



2. نکته ی دوم که در شخصیت شمر بود این بود که چشم دیدن پیشرفت هیچ کس را نداشت

و به خاطر همین مسئله است که به کربلا آمد.شمر نزد عبید الله بن زیاد نشسته بود

که نامه ای از عمر بن سعد به عبیدالله رسید. عمربن سعد نوشته بود:

ای امیر من با حسین صحبت کردم. حسین دو پیشنهاد دارد :

1- به مکه و مدینه برگردد. 2- اگر اجازه بدهی به هر سرزمینی بخواهد برود.

عمر بن سعد نمی خواست جنگی صورت بگیرد و در آغاز دوست نداشت امام حسین کشته شود.

اما در ادامه برای جنایت آماده شد.عبید الله می گفت:

بد نیست اگر این طوری شود مسائل ما حل می شود.

همان جا شمر محکم به پهلوی عبیدالله زد و گفت:

الان فرصت بسیار خوبی است و حسین در چنگ توست. عمر بن سعد دارد سازش می کند

در حالی که حسین در هفتاد کیلو متری ما اردو زده است و

به راحتی می توانیم او را در پنجه خود بگیریم.

اگر برگردد در مکه و مدینه قدرتی برهم می زند و دیگر هیچ کس نمی تواند با او درگیر شود.

ابن زیاد گفت: خوب گفتی. الان چنگال هایمان در گلویش فرو رفته.

خودت بلند شو و برو. گفت: من می روم اما اگر عمربن سعد نپذیرفت که من بجنگم،

گردنش را بزنم و سرش را برای شما بفرستم؟ و خود فرمانده لشگر شوم؟

ابن زیاد گفت: این کار را بکن.شمر آدمی است که مدام از این و آن می گوید.

او یک روح شقاوت پیشه دارد. خداوند در سوره حجرات به این مسئله اشاره کرده است

که اگر فاسقی نزد شما آمد و خبری پیش شما آورد، زود تأییدش نکنید و

هیچ گاه از خبر چینی دیگران لذت نبرید. مثلا فردی نزد ما می آید و خبری را به ما می گوید

ما می گوییم راست می گویی؟

این کار باعث تشویق طرف مقابل می شود و این عامل باب غیبت را می گشاید.

 


3. قرآن مجازات بد کاران را مشخص کرده ولی بد ترین مجازات ها متوجه کسانی است

که زخم بر جان دیگران می زنند. حفره در روح ها ایجاد می کنند. سرزنش می کنند و می شکنند.

در کربلا شمر بارها دیگران را دست انداخت و حرف های آزار دهنده ای

به ابا عبدالله علیه السلام زد.

این سه خصوصیت از جانباز امیر المومنین علی علیه السلام شمر را ساخت،

شمری که در کربلا با قساوت کامل بر سینه پسر پیغمبر نشست و با

بی رحمی تمام دوازده ضربه از پشت بر گردن ابا عبدالله علیه السلام وارد کرد

و بعد هم سرخون چکان حسین علیه السلام را دست گرفت و از قتلگاه بیرون آمد.

کمی تامل کنیم.

از هرکسی می تواند شمری رشد کند.

جلوی عوامل شمر شدن خود را بگیریم.


اسناد:منتهی الامال.تتمه النتهی.. تاریخ طبری. تاریخ مسعودی



نوشته شده در تاریخ جمعه 25 مهر1393 توسط م.محسنی |
شــهــیــد شــد!

 

 


* یـعـنـی :

 

 


به خــیــرگذشت،

 

 

نزدیک بود بـمـیــرد...!!!!!



نوشته شده در تاریخ جمعه 25 مهر1393 توسط م.محسنی |
13930623_0227525.jpg

 

 

 

خواندن نماز تنها غذای روح انسان نیست بلکه جسم انسان‌ها را نیز تقویت می‌کند

و آنها را در مبارزه با مشکلات روزمره یاری می‌دهد.

روشن است که نماز فلسفه خاص خود را دارد که معراج مومن و مایه قرب به حق است

و آن را باید فقط برای خداوند تعالی خواند و نه به انگیزه فواید و آثاری از این دست،

ولی آگاهی از این دست نظرات علمی نیز می‌تواند برای برخی از افراد مفید باشد.

به عنوان مثال در تحقیقات علمی و نظریات برخی کارشناسان علم طب و روانشناسی گفته شده؛

ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصی مانند نزدیک بینی می‌شود

و به لحاظ روانی این حالت باعث افزایش مقاومت عصبی فرد شده و بی‌خوابی و افکار نا آرام را

از انسان دور می‌کند.

 
ایستادن در حالت نماز باعث تقویت حالت تعادلی بدن شده و قسمت مرکزی مخچه

که محل کنترل اعمال و حرکات ارادی است را تقویت می‌کند و این عمل باعث می‌شود

فرد با صرف کمترین نیرو و انرژی به انجام صحیح حرکات بعدی بپردازد.

نماز قسمت فوقانی بدن را پرورش داده و ستون مهره‌ها را تقویت کرده و

آن را در حالت مستقیم نگاه می‌دارد. تقویت احشاء و ماهیچه‌های شکم،

حفظ سلامت دستگاه گوارش و رفع یبوست مزمن، سوء هاضمه و بی اشتهایی؛

از دیگر خواص نماز خواندن و رکوع در نماز است.

مدت زمان خواندن ذکر رکوع نیز باعث تقویت عضلات صورت و گردن،

ساق پا و ران‌ها می‌شود و به این ترتیب به جریان خون در قسمت‌های مختلف بدن سرعت می‌بخشد.

سجده نیز ستون مهره‌های بدن را تقویت کرده و دردهای سیاتیک را آرام می‌کند.

سجده همچنین باعث افزایش جریان خون در سر شده که این امر با تغذیه این غدد؛

باعث حفظ شادابی، زیبایی و طراوت پوست می‌شود. سجده باعث آسودگی و

آرامش در فرد شده و عصبانیت را تسکین می‌دهد. استحکام بخشیدن و تقویت

عضلات پاها و ران‌ها، کمک به نفخ معده و روده، بهبود فتق،

از خواص نشستن بعد نماز است.

 

اما در ابعاد روحی و معنوی نیز درباره این فریضه مهم و زیبای عبادی به ویژه

سجده زیاد سخن گفته شده و بر طولانی نمودن و محافظت از آن تاکید شده است.

امام صادق(ع) درباره این‌که چرا دعا کردن در سجده توصیه شده است؟

در پاسخ به سعید بن یسار که پرسید: در حال رکوع دعا کنم یا سجود، فرمودند:

" آری، در حال سجود دعا کن؛ زیرا نزدیک‌ترین حالت بنده به خداوند حالت سجده است.

(در آن حال) برای دنیا و آخرتت به درگاه خداوند عز و جل دعا کن".

پیامبر خدا(ص)نیز درباره اثرات سجده طولانی، فرمودند:

" اگر می‏‌خواهی خداوند تو را با من محشور فرماید در پیشگاه خدای واحد قهّار سجده طولانی کن".

همچنین امام صادق(ع) در این زمینه فرمودند:

"گروهی خدمت رسول خدا(ص) آمدند و عرض کردند:

ای رسول خدا، در برابر پروردگارت بهشت را برای ما ضمانت کن.

رسول خدا(ص)فرمود: به شرط آن که شما نیز با سجده‏‌های طولانی مرا یاری دهید".

در روایتی از امام صادق(ع) نیز اثرات سجده کردن بر تربت امام حسین(ع) سوال شد

که فرمودند:

"سجده کردن بر تربت حسین علیه‏‌السلام حجاب‌های هفتگانه را می‏‌شکافد".

امام علی(ع) در حدیثی می‌فرمایند:

" اگر نمازگزار می‏‌دانست که چه هاله‏‌ای از جلالتِ خدا او را فرا می‏‌گیرد،

دوست نداشت که سر از سجده‏‌اش بر دارد".

 
نتیجه به دست آمده که سجده در نماز بسیاری از بیماری ها مثل سردرد،

گرفتگی های عضلانی، تورم گردن، خستگی، کم هوشی(آلزایمر) و

بسیاری از بیماریهای جسمی و روحی را از بین می برد.

واضح است که موجهای الکتریکی برای جسم انسان ضروری است،

تا جایی که بدن انسان قادر است لامپی را با قدرت معینی روشن کند.

بدین خاطر است که وقتی قلب انسان از حرکت می ایستد با چند شوک الکتریکی

با اذن و اراده خداوند قلب دوباره به کار می افتد و زندگی مجدد شروع می شود.

اما هرگاه این بارهای الکتریکی در بدن زیاد شود برای بدن انسان مضر است.

بر انسان لازم است که این بارهای الکتریکی را ازبدنش خارج کند.

انسان بارهای الکتریکی زائد را، به خصوص در عصری که بدن وی

در محاصره امواج مختلف الکتریکی است، احساس می‎کند.


مثالهایی برای درک بارهای الکتریکی در بدن:


1- هنگام باز کردن درب ماشین یا خانه احساس برق گرفتگی می‎کنیم.
2- هنگام لباس پوشیدن بعضی وقتها احساس جرقه های الکتریکی می‎کنیم.
3- هنگام شانه کردن سروصدای جرقه های الکتریکی را احساس می‎کنیم.
4- هنگام برخورد ناگهانی با چیزی انسان احساس برق گرفتگی می‎کند.
5- هنگام سلام کردن با دستان گاهی انسان همین احساس را می‎کند والی آخر.


بهترین راه خالی کردن بدن از این بارهای الکتریکی خارج کردن آن بدور

از داروها و آرامش بخشها عوارض جانبی آنهاست.

سجده بارهای الکتریکی را از بدن خارج می‎کند.

در این مطالعات به این نتیجه رسیده اند که انسان در حالت سجده ؛

با تماس با زمین تمام بار الکتریکی زائد بدنش خارج می شود .

چون در سجده هفت عضو انسان با زمین در تماس است.



مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.