
تعريف هولوكاست
هولوكاست (holocaust)، به معناى «سوزاندن با آتش است كه به طور كامل از ميان برود» و واژه اى است يونانى كه از دو واژه holos به معنى همه و 1kaustus به معنى سوزاندن و نابود كردن تركيب شده است و در لغت، به معناى «همه سوزى» است.2 برخى از زبان شناسان، اين واژه را برگرفته از جنايت يهوديان در يمن باستان مى دانند3 كه به تدريج و در گذر ايام، مفهوم عام ترى يافته، به سوزاندن زنده زنده انسان ها اطلاق شده است و در اصطلاح، به نظريه اى اطلاق مى شود كه ادعا دارد شش ميليون يهودى در طول جنگ جهانى دوم، بر اثر اعمالى از قبيل اعدام در اتاق هاى گاز و سوزانده شدن در كوره هاى آدم سوزى اردوگاه هاى كار اجبارى نازى ها، كشته شده اند.4
بر اساس قانونى كه پيش نويس آن در اوايل دهه 80 قرن نوزدهم، توسط تعدادى از اعضاى آژانس بين المللى صهيونيسم، تحت سرپرستى «رنه ساموئل سپرات»، خاخام معروف فرانسه تهيه و در ژوئيه سال 1990م. در فرانسه به تصويب رسيد، هرگونه ترديد درباره «هولوكاست»، اعم از ترديد درباره كشتار - مورد ادعاى - يهوديان در جنگ جهانى دوم، وجود اتاق هاى گاز و حتى كمترين ترديد در رقم 6 ميليونى يهوديان كشته شده، جرم تلقى مى شود و هركس در فرانسه از اين قانون تخلف كرده، در سه موضوع ياد شده ترديد كند، به يك ماه تا يك سال زندان و پرداخت 2 هزار تا 300 هزار فرانك جريمه محكوم مى شود. بعدها با فشار آمريكا، انگليس، فرانسه و آژانس صهيونيستى، اين قانون در اكثر كشورهاى اروپايى نيز به تصويب رسيد؛ به طورى كه امروزه هرگونه ترديد درباره هولوكاستِ مورد ادعا و ابعاد و اجزاى آن، در اروپا جرم تلقى مى شود!5 جرج بوش، قانون مبارزه با «آنتى سيميتيزم» را براى به اصطلاح كنترل اين پديده در جهان امضا كرد. هدف از قانون يهودستيزى دولت بوش، اين است كه تمام انتقادها عليه رژيم اسرائيل را به سكوت كشانده و ددمنشى ها و دروغ هاى اين رژيم را از بين ببرد.6
سرانجام با تلاش رژيم صهيونيستى، اين افسانه، جنبه اى جهانى به خود گرفت و مجمع عمومى سازمان ملل، با تصويب قطع نامه اى، روز 27 ژانويه 7 را به عنوان روز يادبود هولوكاست، نام گذارى كرد.8
انگيزه هاى طرح هولوكاست
در بررسى انگيزه هاى طرح افسانه هولوكاست، با دو عامل عمده مواجه ايم كه از اين قضيه به صورت هاى مختلف بهره مند شده اند؛ يكى صهيونيسم كه ذى نفع عمده است و ديگرى خود دولت هاى غربى.
الف) انگيزه هاى صهيونيسم
از ديدگاه محققانى كه درباره چگونگى و انگيزه هاى طرح افسانه هولوكاست به تحقيق پرداخته اند، چند دليل عمده در اين زمينه وجود دارد كه عبارتند از:
1. انگيزه هاى سياسى
از ديدگاه صهيونيست ها، برپايى دولت اسرائيل، نتيجه منطقى ظلم بر يهوديان در هولوكاست است. تعجب آور اين است كه آنها مى خواهند به واسطه وقوع «آشويتس»9 و كوره هاى آدم سوزى خيالى، خود را مستحق برپايى يك دولت بنمايانند؛ آن هم در گوشه ديگرى از جهان و با غصب سرزمين ملتى كه هيچ گونه ربطى به جنايات واقعى يا ساخته و پرداخته آنان ندارد. چنان كه «آبراهام هشل» مى گويد: «دولت اسرائيل، پاسخ خدا به آشويتس است»10 و « موشه زيمرمن»، رئيس گروه مطالعات آلمانى در دانشگاه عبرى اورشليم تأكيد مى كند كه «هالوكاست[هولوكاست]، توجيه اصلى تأسيس دولت اسرائيل است».11
چرا در فلسطين؟
سازمان صهيونيسم، در شرايط جنگ جهانى، اولين مرحله از پروژه تسلط بر جهان را كليد زد. اين سازمان، چاره را در اين ديد كه از هرج و مرج به وجود آمده در جنگ جهانى استفاده كند و با «مظلوم نمايى» هرچه تمام تر، چنين جلوه دهد كه جهان مسيحيت به آنان حمله كرده و تعداد زيادى از آنان را كشته است؛ پس آنان ناچارند به جاى ديگرى بروند و كجا بهتر از خاورميانه و آن هم فلسطين؛12 سياستى كه نه بر اساس اجبار، بلكه كاملاً مورد خواست و مطابق اهداف صهيونيسم بود. «هانا آرنت» معتقد است: «سياست ناسيونال سوسياليست ها در مورد يهوديان، سياستى بود كه كاملاً طرفدار صهيونيسم بود».13 «هاينتس هوهنه»، روزنامه نگار آلمانى نيز در تأييد اين نظر مى گويد: «صهيونيست ها، استقرار فاشيسم در آلمان را نه به مثابه يك مصيبت ملى، بلكه به عنوان فرصتى تاريخى و بى مانند در وصول به هدف هاى صهيونيستى خويش مى ديدند».14
علاوه بر تأسيس اسرائيل و تلاش براى تحقق اهداف صهيونيسم بين الملل، صهيونيست ها دو هدف عمده سياسى ديگر را از مظلوم نمايى يهود و تقدس بخشيدن به هولوكاست، تعقيب مى كنند؛
1. پيش گيرى از خيزش عمومى جهانيان عليه صهيونيسم.
2. مظلوم نمايى و برانگيختن احساسات نژاد يهود و ايجاد اتحاد سياسى آنان.15
2. انگيزه هاى اقتصادى
صهيونيست ها با ماجراى هولوكاست و طرح دعاوى حقوقى عليه كشورهاى آلمان، اتريش، لهستان، سوئيس و...، تا كنون ميلياردها دلار به جيب زده اند. به عنوان نمونه، آلمان ملزم شد از سال 1952 تا سال 2002م. به روش هاى مختلف، به بازماندگان به اصطلاح قتل عام يهود غرامت بپردازد16 و بر اساس توافق هاى حاصله، «دولت اين كشور، زير فشارهاى باج خواهانه صهيونيست ها، مجبور شد موافقت خود را با اعطاى سالانه 50 ميليون مارك تا سال 2002م. به رژيم صهيونيستى اعلام نمايد».17
گلدمن (مجرى اصلى طرح) مى گويد: «هدف از اين افسانه سازى ها و دروغ پردازى ها، صرفاً گرفتن غرامت براى قربانيان جنگ نبود؛ بلكه هدف از آن، تهيه بودجه لازم جهت پايه ريزى حكومتى بود كه كوچك ترين حقى در اين رابطه نداشت؛ زيرا زمانى كه اين جنايات انجام شد، چنين دولتى وجود خارجى نداشت؛ اما از اين مسئله، براى فراهم آوردن تسليحات لازم براى جنايات جديد بهره گرفت».18
3. انگيزه هاى روانى
سوء استفاده از گرايش هاى فطرى بشر به حمايت از مظلوم، رساترين تعبيرى است كه مى توان آن را محور همه فعاليت هاى جنبش صهيونيسم در طى قرن بيستم دانست؛ مفهومى كه در ايجاد دولت نامشروع صهيونيستى در فلسطين و تحكيم پايه هاى آن، بسيار مؤثر بوده و يهوديان با تمسك به اين شيوه تا كنون توانسته اند بر تمامى جنايت ها، قانون شكنى ها و فزون خواهى هاى خود در سرتاسر جهان سرپوش گذارند.
«پل فرام»، مدير انجمن كانادايى آزادى بيان مى گويد: «من با رئيس جمهور ايران موافقم و معتقدم اشتباه است كه فلسطينيان تاوان گناه اروپايى ها را بپردازند و كشور خود را از دست بدهند. من همچنين بر اين باورم كه داستان دروغين هولوكاست، براى اين كه به اروپاييان و ساكنان آمريكاى شمالى اين حس داده شود كه گناهكارند، ايجاد شده است. افسانه هولوكاست، به يهوديان اجازه مى دهد تا ميلياردها دلار از آلمان و ديگر كشورها غرامت بگيرند. هولوكاست همچنين اذهان مردم آمريكاى شمالى و اروپا را براى پذيرش ددمنشى ها و خشونت هاى اسرائيل آماده مى كند».19
مقام معظم رهبرى در تحليلى جامع و شيوا از نحوه شگردهاى تبليغاتى صهيونيست ها و اهدافى كه آنان از مظلوم نمايى يهود و طرح كوره هاى آدم سوزى دنبال مى كنند، مى گويد: «صهيونيست ها از اول كار، يك شگرد تبليغى را انتخاب كردند كه عبارت است از مظلوم نمايى. براى مظلوم نمايى، داستان ها و افسانه هاى فراوانى جعل شد؛ خبرهايى ساخته شد و تلاش هاى بى وقفه اى انجام گرفت. اينها مسئله نگرانى روانى يهوديان را مطرح كردند و گفتند چون يهودى ها در طول قرن هاى متمادى زير فشار بودند، از لحاظ روانى دچار نگرانى اند و به امنيت روانى احتياج دارند. صهيونيست ها در مذاكرات با سران كشورهاى غربى و بعدها در گفت وگوهاى خود با كشورهاى اسلامى و عربى، مسئله امنيت روانى را مطرح كردند و گفتند ما به امنيت روانى احتياج داريم و بايد امنيت روانى ما تأمين شود. هر اقدامى بخواهد انجام بگيرد، اگر به سودشان نباشد، به بهانه امنيت روانى، مى توانند آن را خنثى كنند. شما وقتى سرزمين را از دست مى دهيد، مى دانيد چه چيزى را از دست داده ايد؛ اما وقتى مى خواهيد خواسته اسرائيل را در مورد امنيت روانى برآورده كنيد، نمى دانيد تا كجا بايد تسليم شويد و تا كجا بايد امتياز بدهيد. اين امتيازدهى، پايانى ندارد؛ مرتب بايد امتياز داد. تجربه اروپا در اين مورد، عبرت آموز است. دولت آلمان، صد و پنجاه ميليارد مارك به عنوان خسارت به يهودى ها داد؛ اما خسارت يهوديان از آلمان، هنوز تمام نشده است؛ باز هم خسارت طلبكارند و بايد به آنها داده شود! آن چه يهودى ها با آلمان كردند، كم و بيش با برخى كشورهاى اروپايى ديگر - مثل اتريش، سوئيس، فرانسه، حتى تا چند سال قبل با واتيكان - نيز انجام دادند؛ همه بايد خسارت بدهند؛ اين خسارت تمام شدنى نيست! همه سياست مداران، خبرنگاران، روشنفكران، كارگزاران و نخبگان غرب بايد در مقابل بناى يادبود كوره آدم سوزى سر تعظيم فرود بياورند؛ يعنى همه، داستانى را كه اصل صحت آن معلوم نيست، مورد تأكيد قرار دهند و خود را بدهكار آن داستان قلمداد كنند. اينها روش هايى است كه در تبليغ دارند و همه معطوف به مظلوم نمايى است».20
ب) انگيزه غرب در طرح و تبليغ هولوكاست
در يك جمع بندى، اهداف اروپا و آمريكا از اين اقدام، عبارتند از:
1. تخليه حداكثرى جماعت يهود از درون سرزمين هاى يهودى به يك مكان مشخص.
2. تمركزدهى به يهود در محل اتصال سه قاره و استقرار اسرائيل در قلب خاورميانه، براى ايجاد يك پايگاه ديدبانى بر منابع غرب در خاورميانه.
3. ايجاد منطقه امنيتى غرب در قلب مناطق اسلامى، براى نظارت و ديده بانى بر منافع امنيتى غرب از درون منطقه.
نقد دلايل هولوكاست
با وجود تمام تدابير، امكانات و حجم عظيم تبليغات جهانى به كار گرفته شده جهت اثبات اين واقعه، تاكنون ده ها مورخ برجسته اروپايى و صدها استاد بلندآوازه و متخصص شناخته شده بررسى اسناد تاريخى، با ارائه اسنادى كه هيچ صاحب نظرى نمى تواند در صحت آنها كمترين ترديدى روا دارد، به روشى كاملاً علمى اثبات كرده اند كه ماجراى هولوكاست و كوره هاى آدم سوزى، اتاق هاى گاز قتل عام 6 ميليون يهودى و هر آن چه صهيونيست ها در اين باره ادعا مى كنند، دروغ محض و يك داستان ساختگى است كه واقعيت آن يقيناً با اسناد موجود، زير سؤال رفته، مدارك و شواهد ادعايى يهوديان بدون اعتبار و ابطال پذير است. افرادى همچون مارك وبر، روبرت فوريسون، فردريك توبن، روژه گارودى، ديويد ايروينگ، آرمان امادروس و داريوژ راتايژاك و... از اين گروه متخصصان هستند كه اغلب به «تجديدنظر طلبان» مشهور مى باشند.21
1. اتاق هاى گاز
يكى از مهم ترين ادعاهاى يهوديان و متفقين بعد از جنگ جهانى دوم، اين بود كه آلمان ها، يهوديان را در اتاق هاى گاز مى كشتند. تحقيقات علمى اى كه درباره مكان هاى مورد ادعا، انجام شده، عدم صحت آن را ثابت مى كند.
پروفسور «روبر فوريسون»، نويسنده و محقق برجسته فرانسوى، متخصص و كارشناس عالى رتبه اسناد و مدارك تاريخى، مى گويد: «من تا سال 1960 به واقعيت كشتار بزرگ در اتاق هاى گاز اعتقاد داشتم. پس از چهارده سال انديشه و مطالعه شخصى و آن گاه چهارسال تحقيق بى وقفه و خستگى ناپذير، همانند بيست نفر از نويسندگان «رويزيونيست» (تجديدنظرطلب) تاريخى، اطمينان يافتم كه با يك دروغ بزرگ تاريخى مواجه هستم. از اردوگاه هاى «آشويتس» و «بيركناو»، چندين مرتبه بازديد كردم. در اردوگاه هاى «اشتروتهوف» (در آلزاس فرانسه) و «مايدانك» (در لهستان)، مكان هايى را كه به عنوان «اتاق گاز» معرفى مى شدند، بررسى كردم. در مركز اطلاع رسانى يهود در پاريس، آرشيوها، دست نويس ها، شهادت هاى كتبى، اسناد مربوط به بازجويى محكومان جنگ جهانى دوم و دادگاه نورنبرگ و هزاران سند و مدرك ديگر به جا مانده از آن دوران را مطالعه كردم. براى يافتن پاسخ سؤال هاى خود، بى وقفه از متخصصان و تاريخ دانان پرسش كرده ام. سال ها، اما بيهوده به دنبال فقط يك بازمانده از بازماندگان جنگ بودم كه به چشم خود اتاق هاى گاز را ديده باشد؛ به حتى يك مدرك، فقط يك مدرك راضى بودم؛ اما همين يك مدرك را هم نيافتم. در مقابل، آن چه يافتم، تعداد بى شمارى مدارك مجعول بود. پس از آن، با سكوت، مزاحمت، دشمنى، توهين و بالاخره ضرب و جرح و محاكمه مواجه شدم».22
پروفسور «روژه گارودى»، محقق مسلمان فرانسوى نيز با تحقيقات خود در اين زمينه دريافت كه از يك سو گاز hcn قيمت و هزينه زيادى داشته، در نتيجه گران ترين شيوه اعدام محسوب مى شودو از سوى ديگر، مكان هايى كه يهوديان از آن به عنوان اتاق گاز نام مى برند، اصلاً قابليت چنين كارى را ندارند؛ زيرا اين گاز بايد در يك پوششى از فولاد اكسيدنشدنى باشد و درب ها نيز بايد مجهز به لولاهايى از پنبه نسوز كائوچويى مخصوص يا تفلون باشد. متخصصان پزشكى قانونى پس از بازديد از اين مكان ها اظهار داشتند كه استفاده اين تأسيسات از گاز hcn، فوق العاده خطرناك است و در اين مكان ها هيچ تجهيزاتى براى مهار اين گاز در نظر گرفته نشده است.23
2. كوره هاى آدم سوزى
از ديگر ادعاهاى صهيونيست ها اين است كه نازى ها، يهوديان را در كوره هاى آدم سوزى مى سوزاندند. اين ادعا، امروزه به عنوان يك دروغ تاريخى شناخته شده است.
«وئيس مارشالكو»، درباره اتاق هاى گاز و كوره هاى آدم سوزى اسناد جالبى ارائه مى كند. يكى از اين اسناد، مقاله اى از «شم»، روزنامه زيرزمينى ناسيوناليست هاى يهودى فرانسه است كه در 8 ژوئيه 1944م. درباره وضعيت 9 اردوگاه از اردوگاه هاى نگهدارى و توقيف يهوديان در آلمان توضيح مى دهد. در اين گزارش، حتى يك كلمه هم از قلع و قمع يهوديان يا بدرفتارى با آنان نيست. در اين گزارش همچنين هيچ حرفى از اتاق هاى گاز، اردوگاه هاى مرگ و يا بچه كشى به ميان نمى آيد. درست در نقطه مقابل آن، گزارش «شم» مى گويد كه [بچه هاى 2 تا 5 ساله را به كودكستان هاى مختلف برلين مى فرستادند تا از كمك هاى ويژه اى برخوردار شوند]. مارشالكو توضيح مى دهد كه چگونه زير نظر يهوديان در پايان سال 1945م. اردوگاهى چون «داخو» مورد تخريب و بازسازى هدف دار قرار گرفت.
او مى نويسد: «قبل از هر چيز، منظره زيباى سرسبز و بوستان گونه اردوگاه بايد به كلى تخريب مى شد؛ چون براى سينماروهاى آمريكايى، پذيرش اين امر كه يهوديان را در دل باغ و بوستان و بسترى از گل و گياه شكنجه مى كردند، كار مشكلى بود؛ به ويژه وقتى آنها را به سينماها كشانده بودند تا صحنه هاى مخوف و ترسناك (اردوگاه ها) را نشانشان دهند. از اين رو، به كارگران جديد اردوگاه دستور دادند مثلاً يك گودال خون كه لوله اى از آن به خارج مى رفت، بسازند تا طورى به نظر آيد كه از اين گودال، خون يهوديان از طريق آن لوله، تخليه مى شده است. محوطه استحمام زندانى ها، اتاق رخت كنى آنها و محوطه هاى ورودى، تماماً بايد بازسازى مى شدند تا به صورتى درآيند كه به كوره آدم سوزى اى كه يهوديان ادعا مى كردند، شبيه باشند».24
3. شش ميليون كشته يهودى
بر اساس تحقيقات و مستندات تاريخى، چنين چيزى نيز اصلاً واقعيت نداشته است. مارشالكو بر مبناى شواهد متعدد آمارى نشان مى دهد كه تمام يهوديان اروپا در سال 1933م. بالغ بر 5.600.000 نفر بوده اند و اين رقم، مورد تأكيد يهوديان آمريكا نيز مى باشد. اگر از اين تعداد، يك ميليون يهودى بيرون خط مولوتف - روبين تروپ، كسر شود و اگر يهوديان ساكن در كشورهاى بى طرف و متفقين را هم كسر كنيم، رقم 2.500.000 باقى مى ماند؛ در حالى كه بنا به نظر كارشناسان، جمعيت يهوديان ساكن در قلمرو هيتلر و هيملر، به نيم ميليون هم نمى رسيد.25
مارشالكو مى افزايد: «در بالاترين سطح ممكن، تعداد يهوديان جان باخته را نمى توان بيش از 500 تا 600 هزار نفر دانست؛ اما در مقايسه با اين، ملل مسيحى تلفات به مراتب بيشترى را متحمل شدند. اجازه دهيد ملت كوچك مجارستان را در نظر آوريم كه كل جمعيت آن شايد از تعداد يهوديان امروز بيشتر نباشد. تعداد قربانيان جنگ مجارستان، چه آنهايى كه در بمباران هاى هوايى مرده بودند و يا اين كه در اردوگاه هاى مرگ سيبرى از گرسنگى جان باخته اند و يا يخ زده باشند، حداقل به رقم يك ميليون نفر مى رسيد».26
جمع بندى
1. نحوه برخورد غرب با هولوكاست و جلوگيرى از تحقيقات علمى و مستند دانشمندان، نه تنها با ادعاى آزادى عقيده و بيان منافات دارد، بلكه خود حاكى از ساختگى و غيرواقعى بودن اين قضيه است.
2. مدعيان حقوق بشر با بزرگ نمايى بخشى از جنايات جنگ جهانى دوم - در مقابل ساير جناياتى كه در اين جنگ اتفاق افتاد؛ مانند بمباران اتمى ژاپن توسط آمريكا و همچنين ساير نسل كشى هايى جهان - سياسى بودن جانبدارى خود از حقوق بشر را به اثبات رسانده اند.
3. بر اساس تحقيقات علمى و مستندات تاريخى انجام شده توسط محققان و متخصصان، ماجراى هولوكاست و كوره هاى آدم سوزى، اتاق هاى گاز قتل عام 6 ميليون يهودى و هر آن چه صهيونيست ها در اين باره ادعا مى كنند، دروغ محض و يك افسانه ساختگى است.
4. با دروغ بودن افسانه هولوكاست، اساس تشكيل دولت اسرائيل و توجه مضاعف به اين مولود بى هويت انگليس و آمريكا، زير سؤال مى رود.
5. بر فرض قبول هولوكاست، با چيزى جز «ادعاى ظلم مسيحيان در حق يهوديان» مواجه نيستيم؛ اما وقتى غرب با دفاع از هولوكاست، ادعاى ظلم به آنها را مى پذيرد و ادعاى جبران خسارات وارده به يهود را دارد، چرا اين خسارت را از جيب ملت هاى ديگر پرداخت مى كند؟ اروپا در صورت پافشارى بر وقوع هولوكاست و جبران خسارت، بايد قسمتى از زمين هاى خود را در اختيار صهيونيست ها قرار دهد. تنها اين گونه، غرب مى تواند خود را از چالشى بزرگ در مقابل يهود - كه خود را؛ّ مظلوم مى دانند - و يك ميليارد مسلمان رهايى بخشد.
6. واقعيت اين است كه افسانه هولوكاست با فلسفه وجودى دولت اسرائيل و منافع حياتى صهيونيسم بين الملل و دولت هاى غربى ارتباطى ناگسستنى دارد و برجسته كردن مسئله هولوكاست، صرفاً سرپوش نهادن بر ماهيت نامشروع اعمال توسعه طلبانه و جنايات رژيم اسرائيل در فلسطين و جهان مى باشد.
پى نوشت:
1. در بعضى از متون به جاى واژه kaustos، از واژه kaiein استفاده شده است.
2. محمد احمدى، پژوهه صهيونيست (مجموعه مقالات)، مركز مطالعات فلسطين. (مقاله واقعيت يهودستيزى، ص 214).
3. اين واقعه قبل از بعثت پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله در يمن اتفاق افتاده است و در سوره مباركه بروج به آن اشاره شده است. در اين واقعه هولناك، جمع انبوهى از مردان، زنان و كودكان، در حالى كه غل و زنجير بر دست و پا و گردن آنها زده اند، تنها به خاطر ايمان به خداوند و پيروى از حضرت مسيح، زنده زنده به درون آتش انداخته و سوزانده شدند.
4. پروفسور روبر فوريسون، اتاق هاى گاز در جنگ جهانى دوم، واقعيت يا افسانه؟ ترجمه دكتر سيد ابوالفريد ضياءالدينى، مؤسسه فرهنگى - پژوهشى ضيا.
5. حسين شريعتمدارى، هولوكاست افسانه نيست، روزنامه كيهان، 22 آذر 1384.
6. عبدالله محمد سيندى، استاد دانشگاه نيويورك، هولوكاست افسانه اى خاص صهيونيسم است، خبرگزارى مهر، 1384.11.6.
7. اين روز، روز آزادسازى اردوگاه اسراى جنگى آشويتس در لهستان، توسط ارتش سرخ روسيه در جنگ جهانى دوم است.
8. ر.ك: هولوكاست؛ دروغ تاريخى 27 ژانويه.
9. نام يكى از كوره هاى آدم سوزى؛ ساير اين كوره هاى خيالى عبارتند از: داخائو، تربلينكا، بير كناو.
10. روژه گارودى، محاكمه صهيونيسم اسرائيل؛ ترجمه جعفر ياره، احمد نخستين، مجيد خليل زاده، ص 149-150.
11. همان، ص 150.
12. از هولوكاست تا تشكيل دولت اسرائيل، پايگاه اطلاع رسانى رسا.
13. محاكمه صهيونيسم اسرائيل، ص 56.
14. يورى ايوانف، صهيونيسم، ترجمه ابراهيم يونسى، ص 129.
15. محمدرضا واحدى، بوى خون، ص 44-45.
16. ر.ك: پژوهه صهيونيست، ص 225.
17. نشريه نداء القدس، ارگان جنبش جهاد اسلامى، دفتر تهران، 1376.10.30، ص 16.
18. روژه گارودى، محاكمه آزادى، ترجمه جعفريان و ديگران، مؤسسه انديشه معاصر، 1377، ص 8.
19. هولوكاست منافع، اقتصادى - سياسى صهيونيسم را تأمين مى كند، خبرگزارى مهر.
20. سخنان مقام معظم رهبرى در همايش بين المللى رسانه هاى جهان اسلام در حمايت از انتفاضه فلسطين، 1380.11.11.
21. اسرائيل شاهاك، تاريخ يهود، مذهب يهود، بار سنگين سه هزاره، ترجمه مجيد شريف، نشر چاپخش، 1376، ص 20.
22. پروفسور روبر فوريسون، اتاق هاى گاز در جنگ جهانى دوم واقعيت يا افسانه؟ ترجمه دكتر سيد ابوالفريد ضياء الدينى.
23. روژه گارودى، اسطوره هاى بنيان گذارى سياسيت اسرائيل، ترجمه حميدرضا آژير.
24. فتح جهان با دروغى به نام «كوره يهودى سوزى«، سايت علمى يهود.
25. فاتحين جهانى، ص 181-182.
26. فتح جهان با دروغى به نام« كوره يهودى سوزى.»
(برگرفته از سایت سازمان تبلیغات اسلامی به آدرس: http://www.ido.ir )
حمايت جاستين از کودکان صهيونيست به خاطر حملات حماس؟
در حالي که صهيونيستها بارها با يورش به مناطق فلسطينينشين اراضي اشغالي و حملات جنگندههاي ارتش اين رژيم صدها کودک فلسطيني به فجيعترين وضع ممکن به شهادت رسيدهاند، جاستين بيبر در ازاي ملاقات نکردن نتانياهو و در راستاي حمايت از يورشهاي رژيم صهيونيستي به غزه، حدود 700 بليط رايگان به نوجواناني هديه ميدهد که در مرز سرزمينهاي اشغالي و غزه زندگي ميکنند.

تجديد پيمان پدر و پسر با خالکوبي عبري
به گزارش ديليميل، جاستين بيبر و پدرش هنگامي در تور سرزمينهاي اشغالي به سر ميبردند، براي تحکيم وحدت خود با اسراييل، نام "مسيح" را به زبان عبري روي سينه خود خالکوبي کردند که با تمجيد رسانههاي صهيونيستي همراه شد.

به گزارش پايگاه تحليلي Justineisajew، يکي ديگر از افراد بسيار نزديک جاستين بيبر که در همه جا همراه او بوده محافظ اسراييلي وي، "موشه بنابو" ""Moshe Benabo است.
موشه بنابو يک افسر سابق صهيونيستي است که مسئوليت حفاظت از جان جاستين بيبر را بر عهده داشته است.

نام او در اصل موسی بنابو است که در زبان عبری موشه تلفظ میشود و موشه 47 ساله که خودش متولد حیفا است به زبان عبری تسلط کامل دارد و خانوادهاش همانند خانواده اسکوتر براون ساکن فلسطین اشعالی هستند.

موشه بعدها به دليل اينکه قبلا محافظ خواننده ديگري به نام جاستين تيمبرليک بوده و بيبر از آن اطلاعي نداشته است، همکاري خود با او را قطع کرد.

نمايش جاستين در شوهاي غير اخلاقي صهيونيستي
يکي از اقدامات ضد فرهنگي جاستين بيبر شرکت در شوهاي غير اخلاقي است که هدايت آن را صهيونيستها بر عهده دارند و حضور افراد زير 17 سال در اين نمايشها ممنوع بوده و نميتوانند به تماشاي آن بنشينند. نکته جالب اين است هر جا که بيبر ميرود اشخاصي صهيونيستي طرفدار اسراييل پشتوانه او هستند.
حضور جاستين بيبر در شوهاي زننده، همواره با خشم گستردهاي از خانوادههاي غربي همراه بوده است.

يکي از اين نمايشها، شوي مد شرکت "Victoria's Secret" يا "راز ويکتوريا" است که لباسهاي بدننما و زننده توليد ميکند. اما حضور يک نوجوان هفده هجده ساله در اين نوع نمايشهاي ضد فرهنگي چه توضيحي دارد؟ آيا مگر اين است که ناتوي فرهنگي غرب ترويج بيبند و باري و برهنگي در ديگر فرهنگها را پيش رو گرفته است؟
شرکتVictoria Secret به دلیل تولید لباسهای زننده و بدننما برای دختران نوجوان بارها مورد اعتراض خانوادههاي آمريکايي قرار گرفته است.
به گزارش Examiner، در حالي که بسياري از طرفداران بيبر نوجواناني هستند که هنوز سيزده سالشان هم نيست، ديدن خواننده مورد علاقهشان در ميان عدهاي از زنهاي برهنه و و ايجاد صحنههايي مسهتجن الگويي بسيار نامناسب براي نوجوانان است.

بنا براين گزارش، دخترهاي نوجوان بسياري از رفتارهاي بيبر الگوبرداري ميکنند و اين الگوبرداري سالها ادامه خواهد داشت و تاثير بسزايي در آينده نوجوانان دارد. اين گزارش در هشداري به خانوادههاي آمريکايي از آنها ميپرسد آيا ميخواهيد دخترهاي نوجوان با تماشاي چنين برنامههايي رو به فرهنگ برهنگي بياورند؟ آنها در خانه تمام اين نمايشهاي غير اخلاقي را مشاهده ميکنند تا جاستين بيبر برنامه خود را اجراکند.

اين گزارش ميافزايد، آيا نسلي که تنها به مدرسه راهنمايي يا دبيرستان ميرود بايد الگويي مانند بيبر داشته باشد؟ آيا اين نمايشهاي مد در حال تخريب فرهنگ سنتي کشورها نيست و تنها اعتماد به نفس دخترهاي جوان را به حدي پايين ميآورد که ميخواهند مانند اين مدلها شوند؟
اگزمينر در ادامه گزارش، به سوء استفاده شرکتهاي مد و لباس ميپردازد که با استفاده از چهرههايي نوجوان مانند بيبر، نسل کم سن و سال را پاي تماشاي اين نمايشهاي غير اخلاقي ميکشد تا فرهنگ پوشش آنها را تغيير دهد.
نويسنده اين گزارش ميافزايد: اين نمايشها باعث ميشود پوشش نوجوانها و بهويژه دخترها در مدرسه، رفته رفته تغيير کند و رو به برهنگي روند. شوهاي مد ضد اخلاقي مانند ويکتوريا که با همراهي خوانندهاي مانند بيبر انجام ميشود ميتواند فرهنگ جوامع را به سرعت تغيير دهد.
پايگاه تحليلي آمريکايي ديگري با نام theblacksphere، در گزارشي با عنوان "راز ويکتوريا نسل نوجوان را هدف قرار داده است" به مسائل ضد فرهنگي اين نسل ميانجامد.

اين پايگاه با توجه به حضور بيبر در نمايشهاي مد غير اخلاقي ويکتوريا مينويسد: در حالي که ميليونها دختر نوجوان اين برنامهها را از هر طريق ممکن تماشا خواهند کرد پيام اين شوي تبليغاتي اين است که "من جاستين بيبر را دوست دارم، جاستين بيبر شوي مد ويکتوريا را دوست دارد، بنا براين من هم بايد از لباسهاي زننده ويکتوريا خريداري کنم".
اين گزارش در خاتمه با اشاره به اين موضوع که ويکتوريا در حال قرباني کردن معصوميت دخترهاي نوجوان است ميافزايد:
دخترهاي ما ارزشمند هستند و لياقتشان بيشتر ازاينها است، آنها بايد مورد مراقبت قرار بگيرند.
باز هم ردپاي صهيونيستها همگام با جاستين بيبر/ رييس صهيونيستي راز ويکتوريا کيست؟
هر چه به جزييات عوامل پشت پرده بيبر و حاميان مالي او دقت ميکنيم، بوي صهيونيستها بيشتر منتشر منتشر ميشود.
مالک شرکت ويکتوريا که جاستين در بسياري از نمايشهاي زننده آن شرکت ميکند هم يک صهيونيستي تمام عيار است.

لزلي وکسنر Lesly Wexner، ثروتمند مشهور آمريکايي و مالک صهيونيستي 75 ساله شرکت ويکتوريا در سال 2008 توسط جورج بوش به صورت افتخاري همراه هيئتي، او را در سفر به سرزمينهاي اشغالي در شصمتين سالگرد تاسيس رژيم منحوس صهيونيستي همراهي کرد.

وکسنر سرمايهگذاري عظيمي در سرزمينهاي اشغالي کرده و يکي از بزرگترين حاميان مالي آمريکايي رژيم صهيونيستي است. او که از پدر و مادري صهيونيست زاده شده، داراي يکي از بزرگترين بنيادهاي صهيونيستي در سرزمينهاي اشغالي است.

جاستين!! شلوارت را بکش بالا
يکي از شاخصههاي ضد فرهنگي جاستين بيبر که به نظر ميرسد کاملا حساب شده دنبال ميشود، پوشش خاص جاستين بيبر است که توجه نوجوانان را به خود جلب کرده و باعث ميشود آنها از اين نوع پوشش زننده الگوبرداري کنند.

به نظر ميرسد، پوششهاي ضد فرهنگي جاستين بيبر که مورد تاييد خود غربيها هم نيست، کاملا حساب شده باشد. بيبر در بسياري از برنامههاي خود برهنه بوده است. اما نکته جالب توجه نوع پوشيدن شلوار او است که بسيار زننده ميباشد. اين نوع پوشش عجيب صداي والدين غربي را هم در آورده است.

به گزارش ديليميل، طبق نظرسنجيهاي انجام شده، پوشش جاستين بيبر زنندهترين پوشش خوانندههاي آمريکايي انتخاب شده است. بر همين اساس يکي از شرکتکنندهها عقيده دارد خوانندههاي پاپ مانند بيبر الگوي نامناسبي براي جوانان و پوشش آنها هستند.

بوستون گلوب نيز در گزارشي به پوشش زننده بيبر اشاره ميکند. نويسنده اين گزارش با اشاره به تبليغاتي بودن پوشش بيبر و ترويج فرهنگ نامناسب در ميان جوانان مينويسد: وقت آن رسيده که پوشاک زننده خود را تغيير دهي. نگاهي به اطراف بيانداز هيچ کس چيزي که تو ميفروشي را نميخرد.

به عقيده بوستون گلوب، بسياري از والدين طرفداران بيبر از او ميخواهند تا شلوارهاي عجيب خود را بسوزاند.



پروژه IT gets better، توسط Dan Savage"" همجنسباز معروف آمريکايي و همسر(مرد) او راهاندازي شده است. دن سويج فعاليتهاي بسياري در زمنيه اشاعه همجنسبازي در آمريکا داشته است.

بر اساس گفتههاي خود وبسايت اين پروژه، هدف آن حمايت از همجنسگراهاي سراسر دنيا و ترويج آن است.
جاستين بيبر که در حال تبديل شدن به الگويي براي نوجوانان بوده، نيز با عضويت و سرمايهگذاري مالي در اين پروژه، حمايت خود از همجنسبازها را اعلام کرده است.

خانوادهها و مسئولين فرهنگي مراقب نفوذ جاستينبيبرها در ميان نوجوانان، بويژه دخترها باشند
نقش گوگل در پروژه ضد فرهنگي بيبر
گوگل نيز در اين پروژه ضد فرهنگي به کمک صهيونيستها آمده است. با جستجويي ساده در اينترنت متوجه پروژه محبوب کردن جاستين در ميان نسل نوجوان ايراني خواهيم شد، به طوري که اگر در موتور جستجوي گوگول حرف "جا" را جستجو کنيد به سيلي از گزينههاي مرتبط با جاستين بيبر بر خواهيم خورد و يا اگر کلمه طرفدار را جستجو کنيم باز نام جاستين بيبر به چشم خواهد خورد.

به علاوه، با توجه به اينکه به علت فرهنگ غني ايران اسلامي، ميزان نفوذ جريان ضد فرهنگي بيبر در اين پايين بوده و قابل مقايسه با غرب نيست، اگر در نگاهي به وبلاگهاي نوجوانان ايراني به ويژه دخترها انداخته شود، وبلاگهايي را ملاحظه خواهيد کرد که طرفداران جاستين بيبر و دوست دختر او هستند و با نگاهي به نظرات اين نوجوانان درباره بيبر و زندگي شخصي او، متوجه بحراني که شايد گريبانگير نسل نوجوان و آينده ساز کشور شود خواهيم شد.



از آنجايي که هدف اصلي پروژه جاستين بيبر نفوذ در نوجوانان است، ناتوي فرهنگي صهيونيسم تنها به الگوي رفتاري بسنده نکرده و با ترويج لباسها و کالاهاي مرتبط با بيبر قصد دارد نفوذ اين جريان را بيش از پيش تقويت کند.




" ما واقعا باید تشکر کنیم از همه نامزد ها و آنهایی که در صلاحیتشان احراز نشد و به قانون تمکین کردند."
یکبار دیگر باید خوشحال بود که دشمنان نتوانستند در ایران اسلامی،فتنه ای جدید برپا نمایند و بسی
جای خشنودی دارد که همه افراد به قانون عمل کرده و اعتراضی صورت نگرفت.تا الان، نیمه ای از راه با موفقیت
و سربلندی،طی شده است اما اهم موضوع، در باقی ماجرا و انتخابات بصیرانه و واقع بینانه میباشد.
اگر هرکس بداند رأی او ارزش بسیاری دارد و ایمان پیدا کند که هر رأی،تعیین کننده ی سیاست کلی کشور
و بسی سرنوشت ساز میباشد، در جهت انتخابی درست گام خواهد برداشت.
پس دراین صورت، هر فرد با دادن یک رأی، علاوه برآنکه عقیده و نظر خود را آزادانه مطرح میکند،
در مقابل افراد دیگر و همه آحاد جامعه و امام راحل و شهدا و همه کسانی که به انقلاب خدمت کرده اند
نیز ،مسئول است که انتخاب کور نداشته باشد...!
بنابر فرموده مقام معظم رهبری(مدظله العالی)، کاندیداهای انتخاباتی باید قول بدهند و
به قول هایشان نیز عمل نمایند؛ طوری که اگر سال بعد مردم، حرف ها و قول هایشان را مطالبه کردند،
شرمنده نشوند...!
رئیس جمهور یک کشور، علاوه بر ایمان و تقوا و تخصص و تعهد و... ، باید صبر و حوصله بسیاری داشته
ودر مقابل سؤالات مردم،پاسخگو باشد و هرگز نباید آنچه که مخالف میل شخصی اش است را محکوم نماید
و با عصبانیت به حل مسائل بپردازد...
رئیس جمهوری که در مسائل بسیار جزئی و کوچک، قهر کرده و سریعاّ با آنچه مخالف میلش است،
برخورد میکند، آیا در مسائل بزرگتر و سیاست داخلی و خارجی، میتواند موفق و مؤثر باشد؟!!!
اللهم الرزقنا توفیق خدمة فی سبیلک.../





















